require

[ایالات متحده]/rɪ'kwaɪə/
[بریتانیا]/rɪ'kwaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. درخواست کردن; نیاز داشتن; فرمان دادن.

جملات نمونه

we require additional information.

ما به اطلاعات بیشتر نیاز داریم.

require proof(s) of a statement

اثبات اظهارنظر را طلب کنید

Will you require coffee?

آیا به قهوه نیاز دارید؟

I require cooperation of you.

من خواستار همکاری شما هستم.

Calumny require no proof.

اتهام دروغ نیاز به اثبات ندارد.

a licence is required by law .

گواهی طبق قانون مورد نیاز است.

the plant requires good light.

گیاه به نور خوب نیاز دارد.

an electronic instrument requires no tuning.

یک ساز الکترونیکی نیازی به تنظیم ندارد.

the width of experience required for these positions.

میزان تجربه مورد نیاز برای این موقعیت‌ها.

Delicatessen usually require little preparation for serving.

دلی‌سس‌ها معمولاً برای سرو کردن به آماده‌سازی کمی نیاز دارند.

asterisk a word that requires a footnote

ستاره، کلمه‌ای که نیاز به پاورقی دارد

a loan that required a pledge of property.

وامی که نیاز به وثیقه گذاری ملک داشت.

Most plants require sunlight.

اکثر گیاهان به نور خورشید نیاز دارند.

the visuomotor coordination required to write.

هماهنگی بین‌视覚 و حرکتی مورد نیاز برای نوشتن.

The floor requires washing.

کف نیاز به شستشو دارد.

I require two children to help me.

من به دو کودک برای کمک به من نیاز دارم.

This fact is too evident to require proof.

این واقعیت خیلی واضح است که نیازی به اثبات آن نیست.

What quantity do you require?

چه مقدار نیاز دارید؟

The occasion requires formal dress.

این مناسبت نیازمند لباس رسمی است.

نمونه‌های واقعی

Environmental crime is a global problem, and eliminating it requires a global effort.

جرایم زیست‌محیطی یک مشکل جهانی است و از بین بردن آن نیازمند یک تلاش جهانی است.

منبع: VOA Regular Speed August 2016 Compilation

You may keep the book a further week provided that no one else requires it.

شما می‌توانید کتاب را برای یک هفته دیگر نگه دارید مشروط بر اینکه هیچ کس دیگری به آن نیاز نداشته باشد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Well, you mustn't always assume that dramatic problems require dramatic solutions.

خب، شما همیشه نباید فرض کنید که مشکلات دراماتیک نیازمند راه حل‌های دراماتیک هستند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 5

Please do not hesitate to contact me if you require any further information.

لطفاً در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر با من تماس نگیرید.

منبع: High-scoring English Essays for Graduate Entrance Exams

There was no acting required on certain occasions.

در برخی موارد نیازی به بازیگری نبود.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Severe asthma attacks are dangerous, require medicine, and may require going to the hospital!

حملات شدید آسم خطرناک هستند، نیاز به دارو دارند و ممکن است نیاز به رفتن به بیمارستان داشته باشند!

منبع: Osmosis - Respiration

Even hailing or flagging a taxi does not require speaking.

حتی دست زدن یا درخواست تاکسی نیازی به صحبت کردن ندارد.

منبع: VOA Special August 2016 Collection

These casks require security and they require maintenance.

این هاواندها نیاز به امنیت دارند و نیاز به نگهداری دارند.

منبع: Popular Science Essays

But a modicum of restraint is also required, according to Hillary Clinton.

اما یک مقداری خویشتن‌داری نیز مورد نیاز است، به گفته هیلاری کلینتون.

منبع: VOA Regular Speed September 2016 Compilation

How about the things that are really required?

در مورد چیزهایی که واقعاً مورد نیاز هستند چه؟

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید