need

[ایالات متحده]/niːd/
[بریتانیا]/nid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نیاز داشتن; باید
aux.v. باید
n. نیاز، ضرورت.

عبارات و ترکیب‌ها

urgent need

نیاز فوری

basic needs

نیازهای اساسی

essential need

نیاز ضروری

in need

نیازمند

need for

نیاز به

no need

نیازی نیست

need to do

نیاز به انجام دادن

need help

نیاز به کمک

actual need

نیاز واقعی

if need be

در صورت لزوم

matters need attention

موارد نیازمند توجه

meet one's need

برآورده کردن نیاز یک فرد

basic need

نیاز اساسی

have need of

نیازمند داشتن

need analysis

تحلیل نیاز

psychological need

نیاز روانشناختی

have need to

نیاز به داشتن

financial need

نیاز مالی

at need

در زمان نیاز

جملات نمونه

There needs no apology.

نیازی به عذرخواهی نیست.

the needs of future generations.

نیازهای نسل های آینده.

the individual needs of the children.

نیازهای فردی کودکان

they must needs depart.

آنها باید جدا شوند.

insensitive to the needs of the customers.

بی تفاوت نسبت به نیازهای مشتریان.

the primordial needs of the masses.

نیازهای نخستین توده مردم.

The garden needs care.

باغ نیاز به مراقبت دارد.

the room needs to be vacuumed.

اتاق نیاز به جارو کشیدن دارد.

service the needs of customers

خدمات ارائه دهنده نیازهای مشتریان

Our needs are modest.

نیازهای ما متواضعانه است.

They need not come.

آنها نیازی به آمدن ندارند.

The family needs money.

خانواده به پول نیاز دارد.

There's no need to be concerned.

نیازی به نگرانی نیست.

He needs to go.

او نیاز دارد برود.

This road needs to be widened.

این جاده نیاز به تعریض دارد.

It needs must be so.

باید اینطور باشد.

That fellow needs to be told.

آن مرد باید به او گفته شود.

satisfiable needs and desires.

نیازها و خواسته های قابل برآوردن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید