requital

[ایالات متحده]/rɪˈkwaɪtəl/
[بریتانیا]/rɪˈkwaɪtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازگرداندن یک لطف یا پرداخت؛ جبران یا تلافی؛ بازپرداخت یا انتقام

عبارات و ترکیب‌ها

just requital

اجر عادلانه

requital of love

پاداش عشق

requital of kindness

پاداش مهربانی

requital for deeds

پاداش اعمال

fair requital

اجر منصفانه

requital in kind

پاداش متقابل

requital of service

پاداش خدمت

requital for favors

پاداش لطف

prompt requital

پاداش سریع

requital of betrayal

پاداش خیانت

جملات نمونه

her kindness was met with a requital of gratitude.

مهربانی او با پاسخ قدردانی روبرو شد.

he believed in the principle of requital in relationships.

او به اصل پاداش در روابط اعتقاد داشت.

the requital of his loyalty was a promotion.

پاداش وفاداری او ارتقا بود.

in the end, love is a requital of emotions.

در نهایت، عشق پاسخ احساسات است.

she expected a requital for her sacrifices.

او انتظار پاداشی برای ایثارگری هایش را داشت.

requital can sometimes be unexpected.

پاداش گاهی اوقات غیرمنتظره است.

he sought requital for the wrongs done to him.

او به دنبال پاداشی برای بدی هایی که با او شده بود، بود.

the requital of their efforts was a successful project.

پاداش تلاش های آنها یک پروژه موفق بود.

requital is an important aspect of friendship.

پاداش جنبه مهمی از دوستی است.

she gave him a gift as a requital for his help.

او به عنوان پاداشی برای کمکش به او هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید