retribution

[ایالات متحده]/ˌretrɪˈbjuːʃn/
[بریتانیا]/ˌretrɪˈbjuːʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجازات یا جبران شایسته

عبارات و ترکیب‌ها

divine retribution

فر داستان

karmic retribution

جازا و مجازات

ultimate retribution

جازای نهایی

swift retribution

جازای سریع

poetic retribution

جازای شاعرانه

جملات نمونه

Retribution is at hand.

کیفر و مجازات در دست است.

retribution was administered to those found guilty.

مجازات به متخلفان تحمیل شد.

settlers drove the Navajo out of Arizona in retribution for their raids.

مستعمره‌نشینان ناواهوها را به دلیل حملاتشان از آریزونا بیرون راندند.

retribution arrived in the shape of my irate father.

انتقام به شکل پدر عصبانی من رسید.

Do evil actions bring retribution after death?

آیا اعمال شیطانی پس از مرگ نیز مجازات به همراه دارند؟

"The Pantaloon in Black," in which a big negro named Rider struggles with grief over his wife Mannie's early death and ends up killing a white man and getting lynched in retribution.

در "شلوار سیاه رنگی،" مرد سیاه‌پوستی بزرگ به نام رایدر با غم از دست دادن همسرش مَنی دست و پنجه نرم می‌کند و در نهایت یک مرد سفیدپوست را می‌کشد و به انتقام به دار آویخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید