resonated

[ایالات متحده]/ˈrɛzəneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛzəˌneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پژواک یا طنین تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

deeply resonated

به شدت طنین انداز شد

strongly resonated

به طور قوی طنین انداز شد

truly resonated

واقعاً طنین انداز شد

clearly resonated

به وضوح طنین انداز شد

personally resonated

به طور شخصی طنین انداز شد

immediately resonated

بلافاصله طنین انداز شد

powerfully resonated

به طرز قدرتمندی طنین انداز شد

greatly resonated

بسیار زیاد طنین انداز شد

positively resonated

به طور مثبت طنین انداز شد

universally resonated

به طور جهانی طنین انداز شد

جملات نمونه

the speaker's message resonated with the audience.

پیام سخنران با مخاطبان همخوانی داشت.

her story resonated deeply within me.

داستان او عمیقاً در من طنین‌انداز بود.

the song resonated with many listeners.

این آهنگ با بسیاری از شنوندگان همخوانی داشت.

the themes in the book resonated with current events.

مضامین کتاب با وقایع جاری همخوانی داشت.

his words resonated long after the meeting ended.

کلمات او مدت طولانی پس از پایان جلسه طنین‌انداز بود.

the film's message resonated with viewers of all ages.

پیام فیلم با تماشندگان در تمام سنین همخوانی داشت.

the artist's work resonated with the cultural movements of the time.

آثار هنرمند با جنبش‌های فرهنگی آن زمان همخوانی داشت.

her passion for the project resonated with the team.

اشتیاق او به پروژه با تیم همخوانی داشت.

the idea resonated with many entrepreneurs.

این ایده با بسیاری از کارآفرینان همخوانی داشت.

his experience resonated with my own struggles.

تجربه او با مشکلات من همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید