resourced

[ایالات متحده]/rɪˈsɔːst/
[بریتانیا]/rɪˈsɔrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای منابع کافی

عبارات و ترکیب‌ها

well resourced

خوب تأمین شده

under resourced

کمبود منابع

fully resourced

به طور کامل تأمین شده

adequately resourced

به طور مناسب تأمین شده

poorly resourced

بد تامین شده

heavily resourced

به شدت تأمین شده

lightly resourced

به طور جزئی تأمین شده

better resourced

بهتر تأمین شده

جملات نمونه

the project was well-resourced, leading to its success.

پروژه به خوبی تأمین بودجه و منابع داشت که منجر به موفقیت آن شد.

we need to ensure that our team is properly resourced.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که تیم ما به طور مناسب تأمین شده است.

she felt more confident once she was resourced with the right tools.

وقتی ابزارهای مناسب در اختیار او قرار گرفت، احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the company has resourced its departments effectively.

شرکت به طور موثر بخش‌های خود را تأمین کرده است.

he was resourced with extensive knowledge about the subject.

او با دانش گسترده در مورد موضوع تأمین شده بود.

to tackle the issue, we need to be well-resourced.

برای مقابله با این مشکل، ما باید به خوبی تأمین شده باشیم.

the training program is resourced by experienced professionals.

برنامه آموزشی توسط متخصصان با تجربه تأمین می‌شود.

they have resourced the event with top-notch speakers.

آنها رویداد را با سخنرانان درجه یک تأمین کرده‌اند.

being resourced with the latest technology can enhance productivity.

تأمین با آخرین فناوری‌ها می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد.

the school is well-resourced, providing students with ample materials.

مدرسه به خوبی تأمین شده است و مواد آموزشی فراوانی در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید