equipped

[ایالات متحده]/ɪˈkwɪpt/
[بریتانیا]/ɪˈkwɪpt/

ترجمه

adj. داشتن ابزار یا وسایل لازم
v. (past participle) آماده یا مجهز با تجهیزات (past participle of equip)

عبارات و ترکیب‌ها

well-equipped

به خوبی مجهز

equipped with

مجهز به

equipped to

آماده برای

equipped already

از قبل مجهز

self-equipped

خودمجهز

equipped now

اکنون مجهز

being equipped

در حال مجهز شدن

equipped fully

به طور کامل مجهز

equipped later

بعداً مجهز

equipped properly

به طور مناسب مجهز

جملات نمونه

the kitchen is equipped with modern appliances.

آشپزخانه مجهز به لوازم خانگی مدرن است.

our new office is equipped with high-speed internet.

دفتر جدید ما مجهز به اینترنت پرسرعت است.

the hiking boots are equipped with waterproof soles.

کفش‌های کوهنوردی مجهز به زیره‌های ضد آب هستند.

the laboratory is equipped with advanced scientific instruments.

آزمایشگاه مجهز به تجهیزات علمی پیشرفته است.

the car is equipped with a state-of-the-art navigation system.

خودرو مجهز به یک سیستم ناوبری پیشرفته است.

the soldiers were equipped with new weapons and gear.

سربازان مجهز به سلاح و تجهیزات جدید بودند.

the house is equipped with a security system.

خانه مجهز به سیستم امنیتی است.

the athlete is well-equipped to handle the competition.

ورزشکار به خوبی برای مقابله با رقابت مجهز است.

the research team is equipped to analyze the data effectively.

گروه تحقیقاتی مجهز به تجزیه و تحلیل داده ها به طور موثر است.

the classroom is equipped with interactive whiteboards.

کلاس درس مجهز به تخته‌های سفید تعاملی است.

the smartphone is equipped with a powerful processor.

گوشی هوشمند مجهز به یک پردازنده قدرتمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید