undersupplied

[ایالات متحده]/[ˌʌndəˈsʌplaɪd]/
[بریتانیا]/[ˌʌndərˈsʌplaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.رسیده نشدن با مقدار کافی از چیزی؛ فاقد منابع یا لوازم کافی.
v.ناامید کردن به طور مناسب.

عبارات و ترکیب‌ها

undersupplied markets

بازارهای کمبود عرضه

being undersupplied

در حال کمبود عرضه بودن

undersupplied areas

مناطقی که با کمبود عرضه مواجه هستند

severely undersupplied

به شدت کمبود عرضه

undersupplied resources

منابع کمبود عرضه

often undersupplied

اغلب کمبود عرضه

undersupplied demand

تقاضای کمبود عرضه

were undersupplied

کمبود عرضه داشتند

undersupplied goods

کالاهای کمبود عرضه

getting undersupplied

در حال کمبود عرضه شدن

جملات نمونه

the region is chronically undersupplied with clean water.

این منطقه به طور مزمن با آب تمیز کافی تامین نمی‌شود.

demand for the new product far outstripped the undersupplied production capacity.

تقاضا برای محصول جدید بسیار بیشتر از ظرفیت تولید ناکافی بود.

hospitals were undersupplied with essential medical equipment during the pandemic.

بیمارستان‌ها در طول همه‌گیری با تجهیزات پزشکی ضروری کافی تامین نشدند.

the undersupplied market presented a lucrative opportunity for new businesses.

بازار کمبود عرضه فرصتی سودآور برای کسب و کارهای جدید ارائه داد.

rural communities often remain undersupplied with reliable internet access.

جامعه‌های روستایی اغلب همچنان با دسترسی قابل اعتماد به اینترنت کمبود دارند.

the undersupplied workforce led to delays in project completion.

نیروی کار کمبود عرضه منجر به تاخیر در اتمام پروژه شد.

many schools are undersupplied with updated textbooks and learning materials.

مدارس بسیاری با کتاب‌های درسی به‌روز و مواد آموزشی کافی تامین نمی‌شوند.

the area was undersupplied with public transportation options.

این منطقه با گزینه‌های حمل و نقل عمومی کمبود داشت.

the emergency response team found the area severely undersupplied with food and water.

تیم پاسخ اضطراری متوجه شد که منطقه به شدت با غذا و آب کمبود دارد.

the undersupplied infrastructure struggled to cope with the increased traffic.

زیرساخت کمبود عرضه برای مقابله با افزایش ترافیک تلاش می‌کرد.

the country's undersupplied energy resources prompted investment in renewables.

منابع انرژی کمبود عرضه کشور، سرمایه‌گذاری در منابع تجدیدپذیر را تحریک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید