supplied parts
قطعات تامین شده
supplied information
اطلاعات تامین شده
supplied energy
انرژی تامین شده
supplied goods
کالاهای تامین شده
supplied data
دادههای تامین شده
supplied with
تامین شده با
supplied previously
قبلاً تامین شده
supplying power
تامین توان
supplied materials
مواد تامین شده
supplied details
جزئیات تامین شده
the hotel supplied fresh towels daily.
هتل به طور روزانه حولههای تازه فراهم میکرد.
we supplied the necessary documents for the application.
ما مدارک لازم برای درخواست را ارائه کردیم.
the company supplied a detailed report on the findings.
شرکت گزارشی مفصل در مورد یافتهها ارائه داد.
the store supplied a wide range of products.
فروشگاه طیف گستردهای از محصولات را ارائه میکرد.
the engineer supplied the blueprints for the project.
مهندس نقشههای پروژه را ارائه کرد.
the kitchen supplied all the ingredients for the meal.
آشپزخانه تمام مواد لازم برای غذا را فراهم کرد.
the museum supplied informative brochures to visitors.
موزه بروشورهای آموزنده را در اختیار بازدیدکنندگان قرار میداد.
the team supplied excellent support throughout the process.
تیم در طول فرآیند پشتیبانی عالی ارائه داد.
the manufacturer supplied the parts to the assembly line.
تولیدکننده قطعات را به خط تولید ارائه کرد.
the consultant supplied valuable insights into the market.
مشاور بینشهای ارزشمندی در مورد بازار ارائه داد.
the artist supplied a unique perspective on the subject.
هنرمند دیدگاهی منحصر به فرد در مورد موضوع ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید