lacking

[ایالات متحده]/'lækɪŋ/
[بریتانیا]/'lækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود چیزی، ناکافی

عبارات و ترکیب‌ها

lacking in

فاقد

جملات نمونه

lacking in moral fiber.

فاقد الیاس اخلاقی

He is lacking in beef.

او فاقد گوشت است.

She is lacking in responsibility.

او فاقد مسئولیت است.

a speech lacking fire

سخنرانی‌ای که فاقد شور و اشتیاق است.

The room is lacking in color.

اتاق فاقد رنگ است.

characters lacking in flesh and blood.

شخصیت‌هایی که فاقد گوشت و خون هستند.

there was something lacking in our marriage.

چیزی در ازدواج ما کم بود.

the students are not lacking in intellectual ability.

دانشجویان از نظر توانایی‌های ذهنی کم نیستند.

You will not be lacking in support from me.

شما از حمایت من کم نخواهید بود.

Nothing is lacking for your happiness.

هیچ چیز برای خوشبختی شما کم نیست.

a governmental policy lacking relevance.

یک سیاست دولتی که فاقد ارتباط است.

Is she lacking in courage?

آیا او فاقد شجاعت است؟

Nothing is lacking for our plan.

برای برنامه ما کمبود نداریم.

lacking in insight or discernment

فاقد بینش یا درک

an advisory body lacking executive powers.

یک نهاد مشورتی که فاقد اختیارات اجرایی است.

He seems to be lacking in frankness.

او به نظر می‌رسد که فاقد صداقت است.

A diet lacking in nutritional value will not keep a person healthy.

رژیمی که فاقد ارزش غذایی است، نمی‌تواند یک فرد را سالم نگه دارد.

The final scene was dismayingly lacking in theatrical effect.

صحنه پایانی به طرز ناامیدکننده‌ای فاقد جلوه‌های تئاتری بود.

a collection of dissimilar nations lacking overall homogeneity.

مجموعه‌ای از ملت‌های نامتجانس که فاقد همگنی کلی هستند.

lacking the requisite qualifications for the position. dispensable

فاقد شرایط لازم برای این موقعیت. غیرضروری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید