rewiring brain
بازسازی مغز
rewiring habits
بازسازی عادتها
rewiring thoughts
بازسازی افکار
rewiring connections
بازسازی ارتباطات
rewiring mindset
بازسازی نگرش
rewiring pathways
بازسازی مسیرها
rewiring behaviors
بازسازی رفتارها
rewiring relationships
بازسازی روابط
rewiring systems
بازسازی سیستمها
rewiring networks
بازسازی شبکهها
rewiring the brain can lead to improved cognitive functions.
بازسازی مغز میتواند منجر به بهبود عملکردهای شناختی شود.
she is focused on rewiring her thought patterns for better mental health.
او بر بازسازی الگوهای فکری خود برای بهبود سلامت روان متمرکز است.
rewiring the electrical system in the house is necessary for safety.
بازسازی سیستم برق خانه برای ایمنی ضروری است.
he believes that rewiring our habits can lead to a more successful life.
او معتقد است که بازسازی عادات ما میتواند منجر به یک زندگی موفقتر شود.
the therapist suggested rewiring her emotional responses to stress.
درمانگر پیشنهاد کرد که پاسخهای عاطفی او به استرس را بازسازی کند.
rewiring the neural connections is a key aspect of recovery.
بازسازی اتصالات عصبی یک جنبه کلیدی بهبودی است.
after the accident, he underwent therapy for rewiring his motor skills.
پس از حادثه، او برای بازسازی مهارتهای حرکتی خود تحت درمان قرار گرفت.
rewiring your brain can help overcome negative thinking.
بازسازی مغز شما میتواند به غلبه بر تفکر منفی کمک کند.
she spent months rewiring her approach to problem-solving.
او ماهها وقت صرف بازسازی رویکرد خود به حل مسئله کرد.
rewiring the community's perception of mental health is essential.
بازسازی درک جامعه از سلامت روان ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید