rewiring

[ایالات متحده]/riːˈwaɪərɪŋ/
[بریتانیا]/riˈwaɪərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری "rewire"

عبارات و ترکیب‌ها

rewiring brain

بازسازی مغز

rewiring habits

بازسازی عادت‌ها

rewiring thoughts

بازسازی افکار

rewiring connections

بازسازی ارتباطات

rewiring mindset

بازسازی نگرش

rewiring pathways

بازسازی مسیرها

rewiring behaviors

بازسازی رفتارها

rewiring relationships

بازسازی روابط

rewiring systems

بازسازی سیستم‌ها

rewiring networks

بازسازی شبکه‌ها

جملات نمونه

rewiring the brain can lead to improved cognitive functions.

بازسازی مغز می‌تواند منجر به بهبود عملکردهای شناختی شود.

she is focused on rewiring her thought patterns for better mental health.

او بر بازسازی الگوهای فکری خود برای بهبود سلامت روان متمرکز است.

rewiring the electrical system in the house is necessary for safety.

بازسازی سیستم برق خانه برای ایمنی ضروری است.

he believes that rewiring our habits can lead to a more successful life.

او معتقد است که بازسازی عادات ما می‌تواند منجر به یک زندگی موفق‌تر شود.

the therapist suggested rewiring her emotional responses to stress.

درمانگر پیشنهاد کرد که پاسخ‌های عاطفی او به استرس را بازسازی کند.

rewiring the neural connections is a key aspect of recovery.

بازسازی اتصالات عصبی یک جنبه کلیدی بهبودی است.

after the accident, he underwent therapy for rewiring his motor skills.

پس از حادثه، او برای بازسازی مهارت‌های حرکتی خود تحت درمان قرار گرفت.

rewiring your brain can help overcome negative thinking.

بازسازی مغز شما می‌تواند به غلبه بر تفکر منفی کمک کند.

she spent months rewiring her approach to problem-solving.

او ماه‌ها وقت صرف بازسازی رویکرد خود به حل مسئله کرد.

rewiring the community's perception of mental health is essential.

بازسازی درک جامعه از سلامت روان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید