rid

[ایالات متحده]/rɪd/
[بریتانیا]/rɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از بار رها کردن یا خلاص شدن؛ پاک کردن از

عبارات و ترکیب‌ها

get rid of

از شر آن خلاص شو

ridiculous

مضحک

rider

سوار

riddance

رهایی

ridicule

تمسخر

riddler

معماگو

rid of

رهایی از

get rid

از شر رها شدن

got rid of

از بین بردن

get rid off

از شر رها شدن

جملات نمونه

He is rid of fever.

او از تب رها شده است.

to rid the town of rats

برای خلاص کردن شهر از موش ها

She is rid of fever.

او از تب رها شده است.

a rider with a good seat

یک سوارکار با جایگاه خوب

She was riding a bicycle.

او با دوچرخه سواری می کرد.

It is difficult to get rid of insects.

خلاص شدن از حشرات دشوار است.

The ship is riding on the waves.

کشتی روی امواج سوار است.

Get rid of that meddlesome fool!

از شر آن احمق دخالت‌کننده خلاص شوید!

This shampoo helps to get rid of scurf.

این شامپو به خلاص شدن از پوسته سر کمک می کند.

they were riding three abreast.

آنها با هم سوار بودند.

a quick dust, to get rid of the cobwebs.

یک تمیز کردن سریع، برای خلاص شدن از عنکبوت ها.

I hope we'll be rid of him for fair.

امیدوارم به طور عادلانه از شر او خلاص شویم.

she rides for recreation.

او برای تفریح سوار می شود.

she couldn't wait to be rid of us.

او نمی توانست صبر کند تا از ما خلاص شود.

the moon was riding high in the sky.

ماه در آسمان بالا می تابید.

The car rides smoothly.

ماشین به خوبی حرکت می کند.

children riding the merry-go-round

کودکانی که سوار چرخ و فلک هستند

نمونه‌های واقعی

To take off means to remove or to get rid of her make-up.

منظور از

منبع: Lucy’s Day in ESL

Mother singed chicken to get rid of hairs.

مادر مرغ را برای از بین بردن موها می‌سوزاند.

منبع: Liu Yi breaks through 10,000 English vocabulary words.

Get rid of her, obsessive and shrill!

او را از بین ببر، وسواسی و ناهنجار!

منبع: Friends Season 7

Soon your world will be rid of Varrix.

به زودی دنیای شما از واریکس خلاص خواهد شد.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

" You just said that to get rid of Neville! "

"تو همین الان این را گفتی تا نیویل را از بین ببری!"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Albemarle County, Virginia getting rid of some bus stops.

البرمارل کانتی، ویرجینیا در حال از بین بردن برخی ایستگاه‌های اتوبوس.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

I need your help to get rid of it.

من به کمک شما برای از بین بردن آن نیاز دارم.

منبع: Modern Family - Season 07

I can never just be rid of this woman.

من هرگز نمی‌توانم از شر این زن خلاص شوم.

منبع: Ugly Betty Season 1

What led the decision to get rid of desk space?

چه عواملی منجر به تصمیم برای از بین بردن فضای کاری شد؟

منبع: Wall Street Journal

I'm glad you're getting rid of that wallpaper.

خوشحید که دارید آن کاغذ دیواری را از بین می‌برید.

منبع: American Horror Story Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید