keep

[ایالات متحده]/kiːp/
[بریتانیا]/kip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. و link
v. (نگه داشتن); (ادامه دادن)
vi. (غذا) تازه نگه داشتن
vt. نگه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، متوقف کردن، جلوگیری کردن، تأخیر انداختن، انجام دادن، رعایت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

keep going

ادامه بده

keep calm

آرام بمانید

keep up

همراه بودن

keep track

دنبال کردن

keep in

در

keep on

ادامه دادن

keep up with

همراه بودن

keep in touch

در ارتباط بودن

keep pace

همگام بودن

keep pace with

همگام با...

keep out

بیرون ماندن

keep away

دور ماندن

keep to oneself

برای خود نگه داشتن

keep working

ادامه دادن کار

keep away from

دور ماندن از

keep healthy

سلامت خود را حفظ کنید

keep moving

حرکت کردن

keep out of

بیرون ماندن از

keep abreast of

در جریان بودن

جملات نمونه

Keep to the footpath.

به پیاده‌رو بچسبید.

keep on talking; keep guessing.

به صحبت ادامه بده؛ حدس بزن.

keep the wound clean.

زخم را تمیز نگه دارید.

keep the noise down.

صدای را کم کنید.

the keeping of dogs.

نگهداری سگ‌ها.

keep a yearly diary.

دفترچه خاطرات سالانه داشته باشید.

keep to the original purpose.

به هدف اصلی بچسبید.

keep straight on .

به طور مستقیم ادامه دهید.

keep a low profile.

پروفایل پایینی داشته باشید.

he will keep intruding.

او به مزاحمت ادامه خواهد داد.

keep a large establishment

یک موسسه بزرگ را حفظ کنید.

keep sth. down to size

چیزها را در اندازه مناسب نگه دارید.

نمونه‌های واقعی

According to prison sources, he's being kept in solitary confinement.

بر اساس گزارش‌های منابع زندان، او در حبس انفرادی نگهداری می‌شود.

منبع: BBC Listening Compilation April 2019

He would much rather keep time for his hobbies.

او ترجیح می‌دهد زمان بیشتری را برای سرگرمی‌های خود اختصاص دهد.

منبع: People's Education Press High School English Required Volume 4

Technology is now changing faster than most people can keep pace with.

اکنون فناوری سریعتر از بیشتر افرادی که می‌توانند با آن همگام شوند، در حال تغییر است.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 7)

You mean you don't keep regular hours?

یعنی شما ساعات منظم ندارید؟

منبع: My homework audio.

" This is the first time maybe we can keep in line with the government."

"این اولین باری است که شاید بتوانیم با دولت همراه شویم."

منبع: Battle Collection

I've kept them down. They've helped me keep them down.

من آنها را پایین نگه داشتم. آنها به من کمک کردند آنها را پایین نگه دارم.

منبع: BBC Listening Collection November 2018

I gestured for him to keep quiet.

من با اشاره از او خواستم که ساکت باشد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

What matters is to keep going no matter what keep going.

مهم این است که بدون توجه به هیچ چیز به حرکت ادامه دهید، به حرکت ادامه دهید.

منبع: Hillary's 2018 Yale University graduation speech

The rest will be kept for local fishermen.

بقیه برای ماهیگیران محلی نگه داشته خواهد شد.

منبع: BBC Listening Compilation October 2015

Keeping clean is a safeguard against disease.

تمیز نگه داشتن یک محافظ در برابر بیماری است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید