save money
صرفه جویی در پول
save time
صرفهجویی در زمان
save energy
صرفهجویی در مصرف انرژی
save the environment
نجات محیط زیست
save a life
نجات جان
save on
صرفه جویی در
save as
ذخیره به عنوان
save for
ذخیره برای
save up
پس انداز کردن
save all
ذخیره همه
save electricity
صرفهجویی در مصرف برق
save from
نجات از
save face
حفظ آبرو
save changes
ذخیره تغییرات
save your breath
نفس خود را حفظ کن
save your money
پول خود را پس انداز کنید
save one's life
نجات جان خود
save data
ذخیره داده
save file
ذخیره فایل
save up for
پس انداز کردن برای
save food
ذخیره غذا
God save the Queen.
خداوند ملکه را حفظ کند.
save it to a new file.
ذخیره آن در یک فایل جدید.
to save money by budgeting
برای صرفه جویی در هزینه ها از طریق بودجه بندی
It will save a ton of money.
این مقدار زیادی پول را صرفه جویی خواهد کرد.
this is an ideal opportunity to save money.
این یک فرصت ایده آل برای صرفه جویی در پول است.
save £20 on a new camcorder.
20 پوند در یک دوربین فیلمبرداری جدید صرفه جویی کنید.
save a ship from wreck
یک کشتی را از غرق شدن نجات دهید
an economy drive to save electricity
یک برنامه صرفه جویی در مصرف برق
All is lost save honor.
همه چیز از دست رفته است، جز افتخار.
the monument was saved from demolition.
مجسمه از تخریب نجات یافت.
saved only one in ten.
فقط یکی از ده نفر نجات یافت.
it saves money in the long run.
این در دراز مدت باعث صرفه جویی در هزینه ها می شود.
save your strength till later.
قدرت خود را تا بعد ذخیره کنید.
the kitchen was empty save for Boris.
آشپزخانه خالی بود، به جز بوریس.
save time by avoiding duplication of effort
با جلوگیری از تکرار تلاش، در وقت صرفهجویی کنید.
imperil one's life to save sb.
به خطر انداختن جان خود برای نجات دیگران
Save your breath to cool your porridge.
نفس خود را برای خنک کردن فرنی خود ذخیره کنید.
It was the luck of the Irish that saved him.
این شانس ایرلندی بود که او را نجات داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید