roaring fire
آتش خروشان
roaring wind
باد خروشان
roaring lion
شیر خروشان
the roaring of the wind
غرش باد
The lion was roaring triumphantly.
شیر با خوشحالی غرش می کرد.
a swollen, roaring river.
یک رودخانه متورم و خروشان.
a rip-roaring derby match.
یک مسابقه دربی هیجان انگیز
he's a kind of Norwegian roaring boy.
او یک پسر نروژی خروشان است.
The roaring sea gradually calmed down.
دریا با غرش به تدریج آرام شد.
They came home roaring drunk again last night.
آنها دوباره شب گذشته به خانه مست سر و صدا بازگشتند.
dreich weather roaring in off the sea.
هواى دلگیر که با غرش از دریا می آید.
roaring down the highway doing eighty.
با سرعت هشتاد در حال رانندگی در جاده.
he was greeted everywhere with roaring crowds.
هرجا با جمعیتی غوغا کننده مورد استقبال قرار گرفت.
the final week of Hamlet was a roaring success .
هفته آخر هملت یک موفقیت بزرگ بود.
below Roaring Springs the real desert starts.
زیر چشمههای خروشان، صحرای واقعی شروع میشود.
a roaring fire may make a home seem toasty.
شاید آتش خروشان باعث شود خانهای گرم به نظر برسد.
a crowd roaring its disapproval;
گروهی که با نارضایتی فریاد میزد;
Our roaring guns left the enemy trembling with fear.
تفنگهای خروشان ما دشمن را در حال لرزه با ترس رها کرد.
Toy shops do a roaring trade just before Christmas.
فروشگاههای اسباببازی درست قبل از کریسمس تجارت خوبی دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید