raging storm
طوفان خیزگر
raging fire
آتش خیزگر
raging river
رودخانه خیزگر
raging emotions
احساسات خیزگر
raging debate
بحث و جدل خیز
all the rage
بسیار محبوب
road rage
خشم در جاده
be the rage
محبوب و پرطرفدار بودن
the storm was raging unabated.
طوفان بدون کاهش ادامه داشت.
The raging sea was lulled.
دریا خشمگین آرام گرفت.
a raging debate; a raging fire.
بحث داغ؛ آتش خشمگین.
a raging hit on prime-time TV.
یک موفقیت بزرگ در تلویزیون پرایم تایم.
The team was left raging at the referee’s decision.
تیم در حال خشمگین بود به دلیل تصمیم داور.
the stream could become a raging torrent in wet weather.
در هوای مرطوب، جریان می تواند به سیل خروشان تبدیل شود.
he had been a raging success in Spain.
او در اسپانیا یک موفقیت بزرگ بوده است.
a swimmer whelmed in a raging storm.
شناگری که در طوفان خروشان غرق شده است.
The ship's lanterns swung violently in the raging storm.
چراغهای کشتی به شدت در طوفان خیزاب揺 میخوردند.
She was burnt in a raging fire while working in a factory.
او در حین کار در یک کارخانه در آتشسوزی شدید سوخت.
she made a dive for the fridge to quench her raging thirst.
او برای رفع عطش شدیدش به سمت یخچال شیرجه زد.
pointless attempts to rescue the victims of the raging fire.
تلاش های بیهوده برای نجات مصدومین آتش سوزی شدید.
The timbers of the house were charred by the raging fire.
تیرهای خانه توسط آتش سوسوزننده سوخته بودند.
after the winter rains, the stream becomes a raging torrent.
پس از بارش های زمستانی، جریان به سیل خروشان تبدیل می شود.
but we have reason to cool our raging motions , our carnal stings , our unbitted lusts.
اما ما دلیلی برای کاهش حرکات خشمگین، نیشهای جنسی و هوسهای غیر مهار شده داریم.
But we have reasons to cool our raging motions, our carnal stings, our unbitted lusts,
اما ما دلایلی برای کاهش حرکات خشمگین، نیشهای جنسی و هوسهای غیر مهار شده داریم،
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید