ruffle

[ایالات متحده]/ˈrʌfl/
[بریتانیا]/ˈrʌfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چین و چروک ایجاد کردن; آزار دادن; مزاحم شدن; به سرعت ورق زدن
vi. چروک شدن; آزار دیدن; به طور مداوم ضربه‌های سبک زدن
n. یک چین یا چروک; خشم; هرج و مرج; یک سری ضربه‌های سبک.

عبارات و ترکیب‌ها

ruffle feathers

پَرپَر کردن پرها

ruffled skirt

دامن چین‌دار

ruffled collar

یقه چین‌دار

ruffle detail

جزئیات چین‌دار

جملات نمونه

ruffle the surface of the lake

هم سطح دریا را آشفته کند

a blouse with a high ruffled neck.

یک بلوز با یقه چین‌دار بلند.

ruffle the pages to find an illustration

صفحات را برای یافتن یک تصویر بهم ریخت

a book that is bound to ruffle some people.

کتابی که به احتمال زیاد باعث ناراحتی برخی از افراد خواهد شد.

nothing ever seemed to ruffle her.

هیچ چیز به نظر نمی رسید که او را آشفته کند.

he ruffled her hair affectionately.

او با محبت موهایش را بهم ریخت.

the evening breeze ruffled the surface of the pond in the yard.

نسیم شب سطح آبگوشه حیاط را بهم ریخت.

a satin skirt with insets of ruffled chiffon

دامن ساتن با تزئینات توری چین‌دار

Her blouse has a ruffle of lace around the neck.

بلوز او دارای یک حاشیه حریر در اطراف گردن است.

Her taunts ruffled his pride.

اظهارات تحقیرآمیزش غرور او را آشفته کرد.

a ruffle showing at the edge of the sleeve. See also Synonyms at seem

یک چینش که در لبه آستین نشان داده می شود. همچنین به مترادف ها در به نظر می رسد مراجعه کنید

Lancaster had been ruffled by her questions.

لانکستر از سوالات او آشفته شده بود.

All this talk of a strike has clearly ruffled the management’s feathers.

همه این صحبت ها در مورد اعتصاب به وضوح باعث آشفته شدن مدیران شده است.

His boss yelled at him and ruffled his feathers.

مافیا او را سرزنش کرد و باعث آشفته شدن او شد.

Synonyms bludgeon, bluster, ||bounce, browbeat, bulldoze, bully, bullyrag, cow, dragoon, hector, ||ruffle, strong-arm, terrorize

مترادف‌ها: بلجین، پُف‌خوری، ||پرش، تهدید، فشار آوردن، زورگویی، ترساندن

According to his teachers, Nick was a sweet and loving child who always tried to smooth ruffled feathers and always supported his classmates and friends.

طبق گفته معلمانش، نیک کودکی مهربان و دوست داشتنی بود که همیشه سعی می کرد پرهای آشفته را صاف کند و همیشه از همکلاسی ها و دوستانش حمایت می کرد.

The wind of the morning ruffled the water of the estuary and whispered through the mangroves, and the little waves beat on the rubbly beach with an increased tempo.

باد صبحگاهی آب استروار را به هم ریخت و در میان جنگل‌های حرا نجوا کرد، و موج‌های کوچک با سرعت بیشتری به ساحل خاکی برخورد کردند.

نمونه‌های واقعی

Two Thanksgiving traditions that might not ruffle turkey's feathers.

دو سنت غبارخوری که ممکن است پرهای غاز را به هم نریزد.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

I'm not intending to ruffle anyone's feathers.

من قصد ندارم باعث ناراحتی کسی کنم.

منبع: Emma's delicious English

Designers are feeding wire through fabric edges to mold futuristic, wavy ruffles.

طراحان سیم را از لبه های پارچه عبور می دهند تا چین های آینده نگرانه و امواج دار را شکل دهند.

منبع: VOA Standard October 2013 Collection

And Shari won't mind if her arrival at the Kentucky show ruffles her competitor's feathers.

و شاری ناراحت نخواهد شد اگر ورود او به نمایشگاه کنتاکی باعث به هم ریختن پرهای رقبایش شود.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

She's already ruffling some feathers in Washington.

او قبلاً در حال به هم زدن پرهای برخی افراد در واشنگتن است.

منبع: Financial Times

But this pageantry saw some feathers ruffled as well.

اما این تشریفات نیز باعث به هم ریختن برخی پرها شد.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

Let's just say it ruffles me...

فقط بگویم که من را آزرده خاطر می کند...

منبع: Modern Family Season 01

A sudden breeze ruffled the surface of the calm lake.

ناگهان نسیمی سطح دریاچه آرام را به هم ریخت.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Meera ruffled Bran's hair. " He's our prince" .

میرا موهای بران را به هم ریخت. "او شاهزاده ماست".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

I'm not trying to ruffle anyone's feathers here.

من سعی نمی کنم باعث ناراحتی کسی در اینجا شوم.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید