fluster

[ایالات متحده]/'flʌstə/
[بریتانیا]/'flʌstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به هم ریختن; گیج کردن
n. حالت به هم ریختگی و گیجی
vi. به طور آشفته عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flustered

گیج

جملات نمونه

She was put in a fluster by the unexpected guests.

او به خاطر مهمانان غیرمنتظره در تنگنا قرار گرفت.

The honking of horns flustered the boy.

بوق‌گوشنی‌ها پسر را آشفته کرد.

Rosamund seemed rather flustered this morning.

روزاموند امروز صبح به نظر به هم ریخته می‌رسید.

The shouts of the crowd flustered the spokesman and he did not know how to deal with the situation.

همهمه جمعیت باعث به هم ریختگی سخنگو شد و او نمی دانست چگونه با این وضعیت مقابله کند.

She was flustered when she realized she had forgotten her presentation notes.

وقتی متوجه شد یادداشت‌های ارائه خود را فراموش کرده بود، مضطرب شد.

The unexpected question from the audience flustered the speaker for a moment.

پرسش غیرمنتظره از مخاطبان، سخنران را برای لحظه‌ای آشفته کرد.

Trying to juggle multiple tasks at once can easily fluster even the most organized person.

سعی در انجام چندین کار به طور همزمان می‌تواند به راحتی حتی یک فرد بسیار منظم را نیز آشفته کند.

He tends to get flustered in high-pressure situations, but he always manages to stay composed.

او معمولاً در شرایط پرفشار مضطرب می‌شود، اما همیشه موفق می‌شود آرامش خود را حفظ کند.

The sudden change of plans flustered everyone involved in the project.

تغییر ناگهانی برنامه ها همه افراد درگیر در پروژه را آشفته کرد.

Her boss's unexpected visit flustered her, but she quickly regained her composure.

بازدید غیرمنتظره رئیسش او را آشفته کرد، اما او به سرعت آرامش خود را به دست آورد.

Feeling flustered, she accidentally spilled coffee on her white shirt.

احساس آشفتگی، او به طور تصادفی قهوه روی پیراهن سفیدش ریخت.

The new software interface initially flustered the employees, but with training, they adapted quickly.

رابط کاربری نرم افزار جدید در ابتدا باعث به هم ریختگی کارکنان شد، اما با آموزش، آنها به سرعت سازگار شدند.

Being late for the important meeting flustered him, causing him to forget his prepared speech.

تاخیر در جلسه مهم او را آشفته کرد و باعث شد سخنرانی آماده شده خود را فراموش کند.

The unexpected arrival of guests flustered the host, who was not prepared for visitors.

ورود ناگهانی مهمانان، میزبان را آشفته کرد، زیرا برای پذیرایی از مهمانان آماده نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید