Then there is cerebration or rumination , where you turn the matter over to your subconscious mind.
سپس تفکر یا تأمل وجود دارد، جایی که شما موضوع را به ذهن ناخودآگاه خود میسپارید.
Deep rumination can lead to insights and new perspectives.
تأمل عمیق میتواند منجر به بینشها و دیدگاههای جدید شود.
She spent hours in rumination over what had gone wrong.
او ساعتها در حال تأمل در مورد آنچه اشتباه پیش رفته بود، گذراند.
Rumination is a common behavior in cows.
تأمل رفتاری رایج در بین گاوها است.
His constant rumination on past mistakes was holding him back.
تأملات مداوم او در مورد اشتباهات گذشته مانع پیشرفت او میشد.
The book is filled with philosophical rumination on the nature of existence.
این کتاب مملو از تأملات فلسفی در مورد ماهیت وجود است.
Rumination can sometimes lead to anxiety and stress.
تأمل گاهی اوقات میتواند منجر به اضطراب و استرس شود.
The professor's rumination on the topic sparked a lively debate in the class.
تأملات استاد در مورد این موضوع باعث ایجاد یک بحث زنده در کلاس شد.
Rumination is often a sign of overthinking.
تأمل اغلب نشانه ای از بیش فکر کردن است.
She found solace in her late-night rumination sessions.
او در جلسات تأمل شبانه خود آرامش یافت.
Rumination can be a helpful tool for problem-solving.
تأمل میتواند ابزاری مفید برای حل مسئله باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید