heedlessness

[ایالات متحده]/ˈhiːdləsnəs/
[بریتانیا]/ˈhidləsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناآگاهی یا بی‌توجهی

عبارات و ترکیب‌ها

heedlessness of danger

بی‌توجهی به خطر

heedlessness in action

بی‌توجهی در عمل

heedlessness of advice

بی‌توجهی به نصیحت

heedlessness of consequences

بی‌توجهی به عواقب

heedlessness to warnings

بی‌توجهی به هشدارهای

heedlessness of rules

بی‌توجهی به قوانین

heedlessness in judgment

بی‌توجهی در قضاوت

heedlessness of others

بی‌توجهی به دیگران

heedlessness of time

بی‌توجهی به زمان

heedlessness of safety

بی‌توجهی به ایمنی

جملات نمونه

his heedlessness led to a serious accident.

بی‌احتیاطی او منجر به یک تصادف جدی شد.

she acted with heedlessness, ignoring the warnings.

او با بی‌احتیاطی عمل کرد و هشدارهای را نادیده گرفت.

he was criticized for his heedlessness towards the environment.

او به دلیل بی‌احتیاطی‌اش نسبت به محیط زیست مورد انتقاد قرار گرفت.

he approached the task with heedlessness, resulting in mistakes.

او این کار را با بی‌احتیاطی پیش برد که منجر به اشتباهاتی شد.

her heedlessness in spending money caused financial troubles.

بی‌احتیاطی او در خرج کردن پول باعث مشکلات مالی شد.

they continued their heedlessness despite the obvious risks.

آنها با وجود خطرات آشکار، بی‌احتیاطی خود را ادامه دادند.

his heedlessness in driving put others in danger.

بی‌احتیاطی او در رانندگی باعث به خطر افتادن دیگران شد.

he showed heedlessness in his relationships, which led to conflicts.

او بی‌احتیاطی را در روابط خود نشان داد که منجر به درگیری شد.

her heedlessness during the meeting frustrated her colleagues.

بی‌احتیاطی او در طول جلسه باعث ناراحتی همکارانش شد.

he realized his heedlessness after facing the consequences.

او پس از مواجهه با عواقب، بی‌احتیاطی خود را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید