rustily spoken
به طور زنگ زده صحبت کرد
rustily played
به طور زنگ زده نواخته شد
rustily written
به طور زنگ زده نوشته شد
rustily performed
به طور زنگ زده اجرا شد
rustily recalled
به طور زنگ زده به یاد آورد
rustily articulated
به طور زنگ زده بیان کرد
rustily delivered
به طور زنگ زده ارائه شد
rustily expressed
به طور زنگ زده بیان کرد
rustily sung
به طور زنگ زده خوانده شد
rustily communicated
به طور زنگ زده ارتباط برقرار کرد
he played the piano rustily after not practicing for years.
او بعد از سالها عدم تمرین، پیانو را به طور ناهماهنگ و زنگزدگی نواخت.
the old car started rustily, making strange noises.
خودروی قدیمی به طور زنگزدگی و ناهماهنگ روشن شد و صداهای عجیبی ایجاد کرد.
she spoke rustily, struggling to remember the language.
او به طور زنگزدگی صحبت کرد و در به خاطر آوردن زبان مشکل داشت.
he rustily attempted to ride a bike after years of not cycling.
او بعد از سالها عدم دوچرخهسواری، به طور زنگزدگی تلاش کرد تا دوچرخه سوار شود.
the dancers moved rustily, having not rehearsed in weeks.
رقصندگان به طور زنگزدگی حرکت کردند، زیرا چند هفته تمرین نکرده بودند.
she rustily navigated the old software, forgetting many features.
او به طور زنگزدگی نرمافزار قدیمی را پیمایش کرد و بسیاری از ویژگیها را فراموش کرد.
he rustily recited the poem he had learned in school.
او شعر را که در مدرسه یاد گرفته بود، به طور زنگزدگی تلاوت کرد.
the team played rustily in the first half of the game.
تیم در نیمه اول بازی به طور زنگزدگی بازی کرد.
she rustily handled the cooking, having not done it for a while.
او آشپزی را به طور زنگزدگی انجام داد، زیرا مدتی بود که آن را انجام نداده بود.
the writer's style was rustily outdated in the modern context.
سبک نویسنده در زمینه مدرن به طور زنگزدگی قدیمی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید