glossily shining
درخشش براق
glossily smooth
صاف و براق
glossily bright
درخشان
glossily polished
براق و صیقلی
glossily finished
به خوبی پرداخت شده
glossily wrapped
به زیبایی بسته بندی شده
glossily coated
با پوشش براق
glossily displayed
به زیبایی به نمایش گذاشته شده
glossily illustrated
به زیبایی تصویرسازی شده
glossily enhanced
به زیبایی تقویت شده
the car shone glossily in the sunlight.
ماشین در نور خورشید به طور براقی میدرخشید.
she applied her lipstick glossily before the party.
او قبل از مهمانی رژ لب خود را به طور براقی زد.
the magazine cover looked glossily appealing.
جلد مجله به طور براقی جذاب به نظر میرسید.
he polished the table until it gleamed glossily.
او میز را تا زمانی که به طور براقی میدرخشید، صیقل داد.
the brochure was printed glossily to attract customers.
بروشور به طور براقی چاپ شد تا مشتریان را جذب کند.
the walls were painted glossily, reflecting the light.
دیوارها به طور براقی رنگ شده بودند و نور را منعکس میکردند.
her hair fell glossily over her shoulders.
موهایش به طور براقی روی شانههایش ریخته بود.
the brochure featured glossily designed graphics.
بروشور دارای گرافیکهای طراحی براقی بود.
the shoes were glossily polished for the event.
کفشها برای این رویداد به طور براقی صیقل داده شده بودند.
he spoke glossily about his recent achievements.
او به طور براقی در مورد دستاوردهای اخیر خود صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید