glossily

[ایالات متحده]/ˈɡlɒs.ɪ.li/
[بریتانیا]/ˈɡlɑː.sɪ.li/

ترجمه

adv. به طور صاف و براق

عبارات و ترکیب‌ها

glossily shining

درخشش براق

glossily smooth

صاف و براق

glossily bright

درخشان

glossily polished

براق و صیقلی

glossily finished

به خوبی پرداخت شده

glossily wrapped

به زیبایی بسته بندی شده

glossily coated

با پوشش براق

glossily displayed

به زیبایی به نمایش گذاشته شده

glossily illustrated

به زیبایی تصویرسازی شده

glossily enhanced

به زیبایی تقویت شده

جملات نمونه

the car shone glossily in the sunlight.

ماشین در نور خورشید به طور براقی می‌درخشید.

she applied her lipstick glossily before the party.

او قبل از مهمانی رژ لب خود را به طور براقی زد.

the magazine cover looked glossily appealing.

جلد مجله به طور براقی جذاب به نظر می‌رسید.

he polished the table until it gleamed glossily.

او میز را تا زمانی که به طور براقی می‌درخشید، صیقل داد.

the brochure was printed glossily to attract customers.

بروشور به طور براقی چاپ شد تا مشتریان را جذب کند.

the walls were painted glossily, reflecting the light.

دیوارها به طور براقی رنگ شده بودند و نور را منعکس می‌کردند.

her hair fell glossily over her shoulders.

موهایش به طور براقی روی شانه‌هایش ریخته بود.

the brochure featured glossily designed graphics.

بروشور دارای گرافیک‌های طراحی براقی بود.

the shoes were glossily polished for the event.

کفش‌ها برای این رویداد به طور براقی صیقل داده شده بودند.

he spoke glossily about his recent achievements.

او به طور براقی در مورد دستاوردهای اخیر خود صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید