saps

[ایالات متحده]/sæps/
[بریتانیا]/sæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق‌ها؛ ساده‌لوح‌ها؛ شیره درخت؛ انرژی
v. به تدریج ضعیف کردن (قدرت یا انرژی کسی/چیزی)
abbr. مقیاس ارزیابی علائم مثبت؛ سیستم نقطه دسترسی منبع؛ تحلیل آماری توالی‌های پروتئینی؛ نمره فیزیولوژی حاد ساده‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

saps energy

مصرف انرژی

saps strength

مصرف قدرت

saps resources

مصرف منابع

saps motivation

مصرف انگیزه

saps enthusiasm

مصرف شور و اشتیاق

saps willpower

مصرف اراده

saps joy

مصرف شادی

saps confidence

مصرف اعتماد به نفس

saps time

مصرف زمان

saps spirit

مصرف روحیه

جملات نمونه

the long meeting really saps my energy.

جلسه طولانی واقعاً انرژی من را می‌گیرد.

working overtime saps my motivation.

اضافه کاری کردن انگیزه من را می‌گیرد.

the heat saps your strength during the summer.

گرما در طول تابستان قدرت شما را می‌گیرد.

too much stress saps your creativity.

استرس بیش از حد خلاقیت شما را می‌گیرد.

the constant noise saps my concentration.

همیشه سر و صدا تمرکز من را می‌گیرد.

chasing after deadlines saps my enthusiasm.

پیگیری مهلت‌ها شور و اشتیاق من را می‌گیرد.

illness can sap your vitality.

بیماری می‌تواند توانایی شما را بگیرد.

negative thoughts saps your happiness.

افکار منفی شادی شما را می‌گیرد.

excessive screen time saps your focus.

زمان زیاد صفحه نمایش تمرکز شما را می‌گیرد.

the cold weather saps my desire to go outside.

آب و هوای سرد میل من را برای بیرون رفتن می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید