fool's errand
کار احمقانه
fool around
سرگرم شدن
foolishness
نادانی
fool me once
من را یک بار فریب بزن
fools gold
طلای احمقانه
fools rush
احمقها عجله میکنند
fool's paradise
بهشت احمقانه
full of fools
پر از احمق
playing fools
بازی با احمقها
fool's hope
امید احمقانه
don't be fools; check your work before submitting it.
مزخرف نباشید؛ قبل از ارسال، کار خود را بررسی کنید.
only fools rush in without a plan.
فقط احمقها بدون برنامه وارد میشوند.
we shouldn't underestimate the fools who think they know everything.
نباید افراد احمقی که فکر میکنند همه چیز را میدانند دست کم گرفت.
it would be foolish to invest all your money in one stock.
سرمایهگذاری تمام پول خود در یک سهم، احمقانه خواهد بود.
the company fired the fools responsible for the data breach.
شرکت افراد احمقی که مسئول نقض داده بودند را اخراج کرد.
he made a fool of himself trying to impress her.
او سعی کرد او را تحت تاثیر قرار دهد و خود را به تمسخر درآورد.
it's foolish to argue with someone who won't listen.
بحث با کسی که گوش نمیدهد، احمقانه است.
the politician was accused of making fools of the voters.
از سیاستمدار متهم شدند که رایدهندگان را به تمسخر درآوردند.
don't be fools and fall for that obvious scam.
مزخرف نباشید و به آن کلاهبرداری آشکار فریب نخورید.
it's foolish to assume you'll always get away with it.
فرض کردن اینکه همیشه از دست کسی فرار خواهید کرد، احمقانه است.
they felt like fools after realizing their mistake.
بعد از متوجه شدن اشتباهشان احساس احمق بودن کردند.
fool's errand
کار احمقانه
fool around
سرگرم شدن
foolishness
نادانی
fool me once
من را یک بار فریب بزن
fools gold
طلای احمقانه
fools rush
احمقها عجله میکنند
fool's paradise
بهشت احمقانه
full of fools
پر از احمق
playing fools
بازی با احمقها
fool's hope
امید احمقانه
don't be fools; check your work before submitting it.
مزخرف نباشید؛ قبل از ارسال، کار خود را بررسی کنید.
only fools rush in without a plan.
فقط احمقها بدون برنامه وارد میشوند.
we shouldn't underestimate the fools who think they know everything.
نباید افراد احمقی که فکر میکنند همه چیز را میدانند دست کم گرفت.
it would be foolish to invest all your money in one stock.
سرمایهگذاری تمام پول خود در یک سهم، احمقانه خواهد بود.
the company fired the fools responsible for the data breach.
شرکت افراد احمقی که مسئول نقض داده بودند را اخراج کرد.
he made a fool of himself trying to impress her.
او سعی کرد او را تحت تاثیر قرار دهد و خود را به تمسخر درآورد.
it's foolish to argue with someone who won't listen.
بحث با کسی که گوش نمیدهد، احمقانه است.
the politician was accused of making fools of the voters.
از سیاستمدار متهم شدند که رایدهندگان را به تمسخر درآوردند.
don't be fools and fall for that obvious scam.
مزخرف نباشید و به آن کلاهبرداری آشکار فریب نخورید.
it's foolish to assume you'll always get away with it.
فرض کردن اینکه همیشه از دست کسی فرار خواهید کرد، احمقانه است.
they felt like fools after realizing their mistake.
بعد از متوجه شدن اشتباهشان احساس احمق بودن کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید