satirizing

[ایالات متحده]/ˈsætɪraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsætəˌraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل استفاده از شوخ طبعی، کنایه، یا تمسخر برای انتقاد یا مسخره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

satirizing politics

طنزپردازی سیاست

satirizing society

طنزپردازی جامعه

satirizing culture

طنزپردازی فرهنگ

satirizing media

طنزپردازی رسانه

satirizing trends

طنزپردازی روندها

satirizing behavior

طنزپردازی رفتار

satirizing authority

طنزپردازی قدرت

satirizing norms

طنزپردازی هنجارها

satirizing beliefs

طنزپردازی باورها

satirizing institutions

طنزپردازی نهادها

جملات نمونه

he is satirizing the political leaders in his new novel.

او در رمان جدیدش، رهبران سیاسی را به سخره می‌گیرد.

the comedian is satirizing social media trends in her latest routine.

کمدین در برنامه جدیدش، روند رسانه‌های اجتماعی را به سخره می‌گیرد.

many artists are satirizing consumer culture through their work.

هنرمندان زیادی فرهنگ مصرف‌گرایی را از طریق آثار خود به سخره می‌گیرند.

he enjoys satirizing everyday life in his cartoons.

او از به سخره گرفتن زندگی روزمره در کارتون‌هایش لذت می‌برد.

the film is satirizing the fashion industry with humor.

فیلم با طنز، صنعت مد را به سخره می‌گیرد.

she wrote a blog post satirizing the latest health fads.

او یک پست وبلاگ در مورد آخرین مد‌های سلامتی نوشت و آن‌ها را به سخره گرفت.

his paintings are satirizing the absurdity of modern life.

نقاشی‌های او پوچی زندگی مدرن را به سخره می‌گیرند.

they are satirizing the bureaucracy in their new play.

آن‌ها بوروکراسی را در نمایشنامه جدیدشان به سخره می‌گیرند.

the article is satirizing the way news is reported today.

مقاله نحوه گزارش اخبار امروزی را به سخره می‌گیرد.

he is satirizing the educational system in his speech.

او در سخنرانی خود، سیستم آموزشی را به سخره می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید