deriding

[ایالات متحده]/dɪˈraɪdɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈraɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمسخر کردن یا به سخره گرفتن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

deriding remarks

اظهارات تحقیرآمیز

deriding behavior

رفتار تحقیرآمیز

deriding tone

لحن تحقیرآمیز

deriding laughter

خنده تحقیرآمیز

deriding comments

نظرات تحقیرآمیز

deriding attitude

نگاه تحقیرآمیز

deriding words

کلمات تحقیرآمیز

deriding criticism

انتقادات تحقیرآمیز

deriding statements

بیانات تحقیرآمیز

deriding jokes

جک‌های تحقیرآمیز

جملات نمونه

he was deriding her efforts to improve the project.

او تلاش‌های او برای بهبود پروژه را به سخره می‌گرفت.

the comedian was deriding the politicians in his routine.

کمدین سیاستمداران را در برنامه خود به سخره می‌گرفت.

she couldn't help deriding his outdated opinions.

او نمی‌توانست از تمسخر نظرات قدیمی‌اش خودداری کند.

they spent the evening deriding the latest fashion trends.

آنها شب را صرف تمسخر آخرین روند مد کردند.

deriding others won't make you feel better about yourself.

تمسخر دیگران باعث نمی‌شود احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید.

his friends were deriding his choice of vacation destination.

دوستانش سرنوشت تعطیلات او را به سخره گرفتند.

the article was deriding the company's poor performance.

مقاله عملکرد ضعیف شرکت را به سخره می‌گرفت.

she found herself deriding the movie for its unrealistic plot.

او خود را در حال تمسخر فیلم به دلیل طرح غیرواقعی آن یافت.

deriding someone's dreams is never a good idea.

تمسخر رویاهای کسی هرگز ایده خوبی نیست.

he was deriding the idea before even trying it.

او قبل از امتحان کردن آن ایده را به سخره گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید