congregate

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡrɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋɡrɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

جمع‌آوری کردن; گردهم آمدن

جملات نمونه

the men would congregate and feast after hunting.

مردان بعد از شکار گردهم آمده و جشن می‌گرفتند.

People quickly congregated round the speaker.

مردم به سرعت در اطراف سخنران گردهم آمدند.

The crowds congregated in the town square to hear the President.

جمعیت در میدان شهر برای شنیدن سخنان رئیس‌جمهور گردهم آمد.

congregate living facilities for senior citizens.

امکانات زندگی مشترک برای شهروندان مسن.

After the lecture the physicians congregated in the library to compare notes.

پس از سخنرانی، پزشکان برای تبادل نظر در کتابخانه گردهم آمدند.

The crowds congregated in the town square to hear the mayor speak.

جمعیت در میدان شهر برای شنیدن سخنان شهردار گردهم آمد.

The content of glycose altered but the composition did not change significantly.The Phaeocytstis was not easy to congregate after adding bacteria.

محتوای گلوکز تغییر کرد اما ترکیب به طور قابل توجهی تغییر نکرد. پس از افزودن باکتری، جمع شدن Phaeocytstis آسان نبود.

Night after night I walked down the Boulevard Beaumarchais to the little tabac where they all congregated and I waited for her to stroll in and give me a few minutes of her precious time.

شب بعد شب من در امتداد بلوار بومارشی به آن دخابوی کوچک قدم می‌زدند که همه در آنجا گرد هم شده بودند و من منتظر بودم تا وارد شود و چند دقیقه از وقت گرانبهايش را به من بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید