there was quite a scrum of people at the bar.
در آنجا ازدحامی از مردم در بار وجود داشت.
he used to be a very nippy scrum half.
او قبلاً یک نیمفصل بسیار چابک بود.
the Irish scrum has been as solid as a rock.
توطعه ایرلندی به اندازه یک سنگ محکم بوده است.
Foot Up - an offense where a hooker brings his foot into the scrum's tunnel before the ball is fed by the scrumhalf.
Foot Up - یک تخلف که در آن یک هکر پایش را قبل از اینکه scrumhalf توپ را بدهد، به تونل scrum می آورد.
The team used scrum methodology to manage their project.
تیم از متدولوژی اسکرام برای مدیریت پروژه خود استفاده کرد.
During the scrum meeting, everyone provided updates on their tasks.
در طول جلسه اسکرام، همه بهروزرسانیهایی در مورد وظایف خود ارائه کردند.
The scrum master is responsible for facilitating the team's progress.
رهبر اسکرام مسئول تسهیل پیشرفت تیم است.
Scrum helps teams collaborate and communicate effectively.
اسکرام به تیمها کمک میکند تا به طور مؤثر همکاری و ارتباط برقرار کنند.
The product owner plays a key role in the scrum framework.
صاحب محصول نقش کلیدی در چارچوب اسکرام ایفا میکند.
Scrum emphasizes iterative development and continuous improvement.
اسکرام بر توسعه تکراری و بهبود مستمر تأکید دارد.
The scrum team works together to achieve the sprint goals.
تیم اسکرام برای دستیابی به اهداف اسپرینت با هم کار میکنند.
Scrum ceremonies include sprint planning, daily stand-ups, and sprint reviews.
مراسم اسکرام شامل برنامهریزی اسپرینت، روزانه ایستاده و بررسی اسپرینت است.
The development team self-organizes during the scrum process.
تیم توسعه در طول فرآیند اسکرام خود را سازماندهی میکند.
Scrum promotes transparency, inspection, and adaptation.
اسکرام شفافیت، بازرسی و انطباق را ترویج میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید