agile development
توسعه چابک
agile methodology
روششناسی چابک
agile manufacturing
تولید چابک
Ruth was as agile as a monkey.
روث به چابکی یک میمون بود.
as sleek and agile as a gymnast;
به اندازه کافی ظریف و چابک مانند یک ژیمناست;
She is such an agile dancer!
او یک رقصنده بسیار چابک است!
agile terns are stunting over the water.
چلغونهای چابک در حال انجام حرکات نمایشی بر روی آب هستند.
his vague manner concealed an agile mind.
رفتار مبهم او یک ذهن چابک را پنهان میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید