small scuffles
درگیریهای کوچک
frequent scuffles
درگیریهای مکرر
violent scuffles
درگیریهای خشن
minor scuffles
درگیریهای جزئی
public scuffles
درگیریهای عمومی
brief scuffles
درگیریهای کوتاه
occasional scuffles
درگیریهای گاه به گاه
reported scuffles
درگیریهای گزارش شده
local scuffles
درگیریهای محلی
street scuffles
درگیریهای خیابانی
the players had several scuffles during the match.
بازیکنان در طول مسابقه درگیریهای متعددی داشتند.
scuffles broke out among the protesters.
درگیریها بین معترضان درگرفت.
there were minor scuffles at the concert.
در کنسرت درگیریهای جزئی رخ داد.
police intervened to break up the scuffles.
پلیس برای متفرق کردن درگیریها مداخله کرد.
scuffles can often escalate into larger fights.
درگیریها اغلب میتوانند به دعواهای بزرگتری تبدیل شوند.
the scuffles were captured on live television.
درگیریها در تلویزیون به طور زنده ضبط شد.
he was injured in the scuffles that ensued.
او در درگیریهایی که رخ داد، مجروح شد.
scuffles erupted as tensions rose between the groups.
همانطور که تنشها بین گروهها افزایش یافت، درگیریها آغاز شد.
they tried to avoid scuffles during the event.
آنها سعی کردند در طول رویداد از درگیریها اجتناب کنند.
the scuffles were a result of misunderstandings.
درگیریها نتیجه سوء تفاهم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید