scuffles

[ایالات متحده]/ˈskʌf.əlz/
[بریتانیا]/ˈskʌf.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبارزات یا جنگ‌های پر سر و صدا
v. در یک مبارزه یا جنگ پر سر و صدا شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

small scuffles

درگیری‌های کوچک

frequent scuffles

درگیری‌های مکرر

violent scuffles

درگیری‌های خشن

minor scuffles

درگیری‌های جزئی

public scuffles

درگیری‌های عمومی

brief scuffles

درگیری‌های کوتاه

occasional scuffles

درگیری‌های گاه به گاه

reported scuffles

درگیری‌های گزارش شده

local scuffles

درگیری‌های محلی

street scuffles

درگیری‌های خیابانی

جملات نمونه

the players had several scuffles during the match.

بازیکنان در طول مسابقه درگیری‌های متعددی داشتند.

scuffles broke out among the protesters.

درگیری‌ها بین معترضان درگرفت.

there were minor scuffles at the concert.

در کنسرت درگیری‌های جزئی رخ داد.

police intervened to break up the scuffles.

پلیس برای متفرق کردن درگیری‌ها مداخله کرد.

scuffles can often escalate into larger fights.

درگیری‌ها اغلب می‌توانند به دعواهای بزرگتری تبدیل شوند.

the scuffles were captured on live television.

درگیری‌ها در تلویزیون به طور زنده ضبط شد.

he was injured in the scuffles that ensued.

او در درگیری‌هایی که رخ داد، مجروح شد.

scuffles erupted as tensions rose between the groups.

همانطور که تنش‌ها بین گروه‌ها افزایش یافت، درگیری‌ها آغاز شد.

they tried to avoid scuffles during the event.

آنها سعی کردند در طول رویداد از درگیری‌ها اجتناب کنند.

the scuffles were a result of misunderstandings.

درگیری‌ها نتیجه سوء تفاهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید