arguments against
استدلالها علیه
heated arguments
بحثهای داغ
present arguments
ارائه استدلالها
arguments for
استدلالها به نفع
avoid arguments
اجتناب از بحثها
winning arguments
برنده شدن در بحثها
arguments ensued
بحثها آغاز شد
serious arguments
بحثهای جدی
arguments over
بحثها درباره
making arguments
ایجاد استدلالها
the lawyer presented strong arguments in favor of his client.
وکیل استدلالهای قوی به نفع موکل خود ارائه داد.
we need to carefully consider all sides of the arguments.
ما باید تمام جوانب استدلالها را با دقت در نظر بگیریم.
the debate centered around several key arguments regarding the policy.
بحث حول چند استدلال کلیدی در مورد سیاست متمرکز بود.
he dismissed their arguments as irrelevant and unconvincing.
او استدلالهای آنها را بیربط و غیرقابلباور خواند.
the judge listened to both sides' arguments patiently.
قاضی با حوصله به استدلالهای هر دو طرف گوش داد.
presenting well-reasoned arguments is crucial for success.
ارائه استدلالهای منطقی و مستدل برای موفقیت بسیار مهم است.
the team spent hours refining their arguments for the presentation.
تیم ساعتها برای پالایش استدلالهای خود برای ارائه وقت گذراند.
she skillfully countered his arguments with facts and data.
او با استفاده از حقایق و دادهها به طرز ماهرانه به استدلالهای او پاسخ داد.
the article explores the arguments for and against the proposal.
این مقاله استدلالهای موافق و مخالف پیشنهاد را بررسی میکند.
it's important to avoid emotional arguments and stick to logic.
مهم است که از استدلالهای احساسی اجتنا کنیم و به منطق پایبند بمانیم.
the committee will review the arguments before making a decision.
کمیته قبل از تصمیمگیری، استدلالها را بررسی خواهد کرد.
arguments against
استدلالها علیه
heated arguments
بحثهای داغ
present arguments
ارائه استدلالها
arguments for
استدلالها به نفع
avoid arguments
اجتناب از بحثها
winning arguments
برنده شدن در بحثها
arguments ensued
بحثها آغاز شد
serious arguments
بحثهای جدی
arguments over
بحثها درباره
making arguments
ایجاد استدلالها
the lawyer presented strong arguments in favor of his client.
وکیل استدلالهای قوی به نفع موکل خود ارائه داد.
we need to carefully consider all sides of the arguments.
ما باید تمام جوانب استدلالها را با دقت در نظر بگیریم.
the debate centered around several key arguments regarding the policy.
بحث حول چند استدلال کلیدی در مورد سیاست متمرکز بود.
he dismissed their arguments as irrelevant and unconvincing.
او استدلالهای آنها را بیربط و غیرقابلباور خواند.
the judge listened to both sides' arguments patiently.
قاضی با حوصله به استدلالهای هر دو طرف گوش داد.
presenting well-reasoned arguments is crucial for success.
ارائه استدلالهای منطقی و مستدل برای موفقیت بسیار مهم است.
the team spent hours refining their arguments for the presentation.
تیم ساعتها برای پالایش استدلالهای خود برای ارائه وقت گذراند.
she skillfully countered his arguments with facts and data.
او با استفاده از حقایق و دادهها به طرز ماهرانه به استدلالهای او پاسخ داد.
the article explores the arguments for and against the proposal.
این مقاله استدلالهای موافق و مخالف پیشنهاد را بررسی میکند.
it's important to avoid emotional arguments and stick to logic.
مهم است که از استدلالهای احساسی اجتنا کنیم و به منطق پایبند بمانیم.
the committee will review the arguments before making a decision.
کمیته قبل از تصمیمگیری، استدلالها را بررسی خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید