scumbag

[ایالات متحده]/ˈskʌm.bæɡ/
[بریتانیا]/ˈskʌm.bæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص تحقیرآمیز یا نفرت‌انگیز؛ کاندوم (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

scumbag loser

پنبه‌لوخ بی‌ارزش

total scumbag

پنبه‌لوخ تمام‌عیار

scumbag friend

دوست پنبه‌لوخ

scumbag move

حرکت پنبه‌لوخ

scumbag behavior

رفتار پنبه‌لوخ

scumbag tactics

تاکتیک‌های پنبه‌لوخ

scumbag boss

رئیس پنبه‌لوخ

scumbag attitude

حرفه‌ای پنبه‌لوخ

scumbag ex

پنبه‌لوخ سابق

scumbag criminal

جنایتکار پنبه‌لوخ

جملات نمونه

he's such a scumbag for cheating on her.

او یک بدکاره که به او خیانت کرده است.

don't be a scumbag; treat others with respect.

یک بدکاره نباشید؛ با احترام با دیگران رفتار کنید.

that scumbag took advantage of her trust.

آن بدکاره از اعتماد او سوء استفاده کرد.

she realized he was a scumbag after their breakup.

او متوجه شد که او یک بدکاره بعد از جدایی آنها.

he called his former boss a scumbag for firing him.

او رئیس سابق خود را به خاطر اخراج او یک بدکاره نامید.

people often label him a scumbag for his actions.

افراد اغلب او را به دلیل اعمالش یک بدکاره صدا می کنند.

being a scumbag won't get you far in life.

بودن یک بدکاره در زندگی شما به جایی نخواهد رساند.

she warned her friends about that scumbag.

او به دوستانش در مورد آن بدکاره هشدار داد.

he apologized, but everyone knows he's still a scumbag.

او عذرخواهی کرد، اما همه می دانند که او هنوز هم یک بدکاره است.

don't associate with scumbags; they will only bring you down.

با بدکاره ها ارتباط برقرار نکنید؛ آنها فقط شما را پایین می آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید