He is such an asshole.
او خیلی بیادب است.
Don't be such an asshole.
اینقدر بیادب نباش.
I can't stand that asshole.
نمیتوانم آن آدم بیادب را تحمل کنم.
She called him an asshole.
او اسمش را بیادب گذاشت.
He always acts like an asshole.
او همیشه مثل یک آدم بیادب رفتار میکند.
Stop being an asshole!
باید کمتر بیادب باشید!
He's the biggest asshole I know.
او بیادبترین آدمی است که میشناسم.
She's dating that asshole.
او با آن آدم بیادب قرار دارد.
I can't believe he said that, what an asshole!
نمیتوانم باور کنم که او آن را گفت، چه بیادبی!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید