brave hero
قهرمان شجاع
unsung hero
قهرمان گمنام
true hero
قهرمان واقعی
national hero
قهرمان ملی
hero worship
بتپرستی قهرمانی
tragic hero
قهرمان تراژیک
folk hero
قهرمان فولکلور
Bob is the hero of the novel.
باب قهرمان رمان است.
the eponymous hero of the novel.
قهرمان برجسته رمان
chanting a hero's deeds.
اجرای سرودهای مربوط به اعمال قهرمانانه
He is the hero of Greek mythology.
او قهرمان اساطیر یونانی است.
No man is a hero to his valet.
هیچ مردی برای خدمتکار خود قهرمان نیست.
our hero travelled afar.
قهرمان ما از راه دور سفر کرد.
heroes with divine powers.
قهرمانانی با قدرتهای الهی
the heroes of Greek myth.
قهرمانان اسطوره یونانی.
Scott of the Antarctic was a national hero of mythic proportions.
اسکات قطب جنوب یک قهرمان ملی با ابعاد افسانهای بود.
the hero of his modest narrative.
قهرمان روایت متواضع او.
the hero is invariably outsmarted by the heroine.
قهرمان معمولاً توسط قهرمان زن فریب داده می شود.
heroes of long ago.
قهرمانان دوران قدیم.
the lonely hero tilting at the system.
قهرمان تنها که در برابر سیستم می جنگد.
He was acclaimed hero of the country.
او به عنوان قهرمان کشور مورد تحسین قرار گرفت.
the heroes of science;
قهرمانان علم;
After all a hero is human.
در نهایت، یک قهرمان هم انسان است.
a brief prologue detailing our hero's backstory.
پیشدرآمدی کوتاه که داستان پسزمینه قهرمان ما را شرح میدهد.
the heroes of medicine.See Synonyms at celebrity
قهرمانان پزشکی.برای یافتن مترادفها به بخش مشاهیر مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید