deadbeat

[ایالات متحده]/ˈdɛdˌbiːt/
[بریتانیا]/ˈdɛdˌbit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بدهی‌ها را پرداخت نمی‌کند یا بیکار است
adj. غیر دوره‌ای; دسترسی مستقیم

عبارات و ترکیب‌ها

deadbeat parent

والد بی‌مسئولیت

deadbeat friend

دوست بی‌مسئولیت

deadbeat debtor

بدهکار بی‌مسئولیت

deadbeat employee

کارمند بی‌مسئولیت

deadbeat husband

همسر بی‌مسئولیت

deadbeat roommate

هم‌اتاق بی‌مسئولیت

deadbeat job

کار بی‌ارزش

deadbeat lifestyle

سبک زندگی بی‌ارزش

deadbeat brother

برادر بی‌مسئولیت

deadbeat relative

نسبت‌خواه بی‌مسئولیت

جملات نمونه

he's such a deadbeat; he never pays his bills on time.

او یک آدم بی‌ارزش است؛ او هرگز به موقع قبض‌هایش را پرداخت نمی‌کند.

don't be a deadbeat; contribute to the group project.

بی‌ارزش نباشید؛ در پروژه گروهی مشارکت کنید.

she finally kicked her deadbeat boyfriend out of her house.

او بالاخره دوست پسر بی‌ارزشش را از خانه‌اش بیرون کرد.

living with a deadbeat can be incredibly frustrating.

زندگی با یک آدم بی‌ارزش می‌تواند بسیار ناامیدکننده باشد.

he was labeled a deadbeat after failing to support his family.

او پس از ناتوانی در حمایت از خانواده‌اش، به عنوان یک آدم بی‌ارزش شناخته شد.

many people consider him a deadbeat because he relies on others.

بسیاری از مردم او را به عنوان یک آدم بی‌ارزش در نظر می‌گیرند زیرا به دیگران تکیه می‌کند.

she refuses to date any deadbeat who doesn't have a job.

او از قرار دادن با هر آدم بی‌ارزشی که شغل ندارد امتناع می‌کند.

being a deadbeat won't get you anywhere in life.

بی‌ارزش بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.

his friends stopped inviting him out because he was such a deadbeat.

دوستانش دیگر دعوتش نمی‌کردند چون او چنین آدم بی‌ارزشی بود.

she made it clear that she wouldn't tolerate any deadbeat behavior.

او به وضوح گفت که هیچ رفتار بی‌ارزشی را تحمل نخواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید