locked

[ایالات متحده]/lɔkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل باز شدن یا دسترسی نیست بدون استفاده از کلید یا ترکیب.

عبارات و ترکیب‌ها

keep locked

قفل نگه دار

locked in

قفل شده در داخل

locked up

بسته شده

securely locked

به طور امن قفل شده

double locked

دو بار قفل شده

phase locked loop

حلقه قفل فاز

جملات نمونه

they were locked in an embrace.

آنها در آغوش یکدیگر قفل شده بودند.

we were locked in.

ما قفل شده بودیم.

the prisoners are locked in overnight.

زندانیان یک شبه قفل شده اند.

they were locked in a legal battle.

آنها در یک نبرد قانونی قفل شده بودند.

they were now locked into the system.

حالا آنها در سیستم قفل شده بودند.

the vessel was locked in ice.

کشتی در یخ ها گرفتار شده بود.

The boat was locked fast in ice.

قایق به سرعت در یخ ها گیر کرده بود.

I locked him in by mistake.

من به اشتباه او را داخل قفل کردم.

The door was locked on the outside.

در از بیرون قفل شده بود.

locked the dog in for the night; locked the criminal up in a cell.

سگ را برای شب داخل قفل کردم؛ جنایتکار را در یک سلول قفل کردم.

The prisoner is securely locked away.

زندانی به طور امن قفل شده است.

Discussions are locked in stalemate.

بحث ها در بن بست قفل شده اند.

all the doors were locked and bolted.

تمام درها قفل و بسته شده بودند.

Phil locked away the takings every night.

فیل هر شب پول ها را قفل می کرد.

we locked through at Moore Haven.

ما از طریق مور هیو عبور کردیم.

those now locked out of the job market.

کسانی که اکنون از بازار کار محروم شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید