keep locked
قفل نگه دار
locked in
قفل شده در داخل
locked up
بسته شده
securely locked
به طور امن قفل شده
double locked
دو بار قفل شده
phase locked loop
حلقه قفل فاز
they were locked in an embrace.
آنها در آغوش یکدیگر قفل شده بودند.
we were locked in.
ما قفل شده بودیم.
the prisoners are locked in overnight.
زندانیان یک شبه قفل شده اند.
they were locked in a legal battle.
آنها در یک نبرد قانونی قفل شده بودند.
they were now locked into the system.
حالا آنها در سیستم قفل شده بودند.
the vessel was locked in ice.
کشتی در یخ ها گرفتار شده بود.
The boat was locked fast in ice.
قایق به سرعت در یخ ها گیر کرده بود.
I locked him in by mistake.
من به اشتباه او را داخل قفل کردم.
The door was locked on the outside.
در از بیرون قفل شده بود.
locked the dog in for the night; locked the criminal up in a cell.
سگ را برای شب داخل قفل کردم؛ جنایتکار را در یک سلول قفل کردم.
The prisoner is securely locked away.
زندانی به طور امن قفل شده است.
Discussions are locked in stalemate.
بحث ها در بن بست قفل شده اند.
all the doors were locked and bolted.
تمام درها قفل و بسته شده بودند.
Phil locked away the takings every night.
فیل هر شب پول ها را قفل می کرد.
we locked through at Moore Haven.
ما از طریق مور هیو عبور کردیم.
those now locked out of the job market.
کسانی که اکنون از بازار کار محروم شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید