shadowy

[ایالات متحده]/'ʃædəʊɪ/
[بریتانیا]/'ʃædoi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از سایه‌ها؛ مبهم

عبارات و ترکیب‌ها

shadowy figure

شخصیت مرموز

shadowy corners

گوشه‌های تاریک

shadowy alley

پس‌کوچه‌ی تاریک

shadowy forest

جنگل تاریک

جملات نمونه

a shadowy path through the woods

یک مسیر سایه‌دار در جنگل

the shadowy world of covert operations.

جهان سایه‌دار عملیات‌های پنهانی.

a long, shadowy, cobbled passage.

یک گذرگاه سنگفرش طولانی، سایه‌دار و سنگ‌لاشه

They crouched together on a shadowy hillside.

آنها با هم در یک تپه سایه‌دار خم شدند.

She saw a shadowy figure through the blind.

او یک چهره‌ی مبهم را از پشت پرده دید.

a shadowy figure appeared through the mist.

یک چهره‌ی مبهم از میان مه ظاهر شد.

they were attacked by a swarm of shadowy, ethereal forms.

آنها مورد حمله یک کلبه از اشکال سایه دار و فرازمینی قرار گرفتند.

spirits are shadowy, human beings substantial.

ارواح مبهم هستند، انسان‌ها مادی.

a shadowy figure who lived on the borderland of the drug scene.

یک چهره مرموز که در مرز صحنه مصرف مواد مخدر زندگی می کرد.

a shadowy figure in a black Homburg traversing the fogbound park.

یک چهره‌ی مبهم با یک هومبرگ سیاه در حال عبور از پارک مه آلود.

he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes.

او کمی ژولیده و کمی سایه‌دار زیر چشم‌ها به نظر می‌رسید.

a shadowy avenue through thick foliage) but may suggest shifting illumination and indistinctness:

یک مسیر سایه‌دار از میان پوشش گیاهی متراکم) اما ممکن است نشان دهنده تغییر نور و ابهام باشد:

As I sit in a shadowy corner, I observe a slow and gradual elongation of his mouth.

در حالی که در گوشه‌ای تاریک نشسته ام، من طولانی شدن تدریجی و آهسته دهانش را مشاهده می کنم.

Since her illness, other people had become shadowy and had no real existence for her.

از زمان بیماری‌اش، دیگران برای او مبهم و بی‌اهمیت شده بودند.

She saw a large, empty, shadowy play-house, still redolent of the perfumes and blazonry of the night, and notable for its rich, oriental appearance.

او یک خانه بازی بزرگ، خالی و سایه‌دار دید که هنوز هم گویای عطرها و نشان‌های شب بود و به دلیل ظاهر غنی و شرقی خود قابل توجه بود.

Close up, the workmanship that went into each ripple and shadowy layer of tulle was inimitably precious, yet somehow the designers successfully dodged the hazard of veering into overdone froufrou.

از نزدیک، مهارت و هنر به کار رفته در هر چین و لایه سایه‌دار تور، به طرز غیرقابل تقلیدی گران‌بها بود، با این حال، طراحان به نوعی به طور موفقیت‌آمیزی از خطر لبه‌دار شدن و استفاده بیش از حد از تزئینات دکوری جلوگیری کردند.

نمونه‌های واقعی

Dreaming of a shadowy man that winds a shadowy horn.

رویای دیدن مردی سایه‌دار که شاخ سایه‌دار می‌نوازد.

منبع: American Elementary School English 6

An immense chimney, relic of a disused mill, reared up, shadowy and ominous.

یک دودکش بزرگ، بقایای یک آسیاب متروکه، سربرآورده بود، سایه‌دار و شوم.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

Even the bourgeois world of Paris at play had its shadowy side.

حتی دنیای بورژوازی پاریس در حال بازی هم جنبه‌ای سایه‌دار داشت.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Thugs, pickpockets and prostitutes lurked in the unlit alleys and shadowy streets.

زورخانه‌ها، جیب‌برها و روسپی‌ها در کوچه‌های خاموش و خیابان‌های سایه‌دار کمین کرده بودند.

منبع: Gone with the Wind

Harry stared at her shadowy face.

هری به چهره سایه‌دار او خیره شد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

As, myriads by myriads madly chased, They fling themselves from their shadowy height.

همانطور که، میلیون‌ها و میلیون‌ها دیوانه وار تعقیب کردند، خود را از ارتفاع سایه‌دار خود پرتاب کردند.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

Are they really a shadowy elite who control the world?

آیا آنها واقعاً یک نخبگان سایه‌دار هستند که جهان را کنترل می‌کنند؟

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

He looked up at the shadowy ceiling, the cobwebbed chandelier.

او به سقف سایه‌دار، لوستر پر از تار عنکبوت نگاه کرد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

It's that shadowy feeling you get when a situation seems familiar.

همان حس سایه‌دار است که وقتی یک موقعیت آشنا به نظر می‌رسد به دست می‌آورید.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Below, in a shadowy clearing, stood Snape, but he wasn't alone.

در پایین، در یک فضای باز سایه‌دار، اسنیپ ایستاده بود، اما او تنها نبود.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید