sharpening

[ایالات متحده]/'ʃɑrpn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تیز کردن چیزی، به ویژه با سابیدن یا سنگ زدن؛ فرآیند تیز کردن یا تیز کردن چیزی؛ عمل تیز کردن یک تیغه

عبارات و ترکیب‌ها

sharpening tools

ابزارهای تیز کردن

knife sharpening

تیز کردن چاقو

sharpening skills

مهارت‌های تیز کردن

sharpening blade

تیز کردن تیغه

sharpening stone

سنگ بادی

sharpening pencil

تیز کردن مداد

sharpening knives

تیز کردن چاقوها

sharpening scissors

تیز کردن قیچی

sharpen up

بالا بردن تیزی

جملات نمونه

"Start sharpening your transferrable skills," Levit said.

شروع به تقویت مهارت‌های قابل انتقال خود کنید، لِویت گفت.

He is sharpening his knife before cooking.

او چاقویش را قبل از آشپزی تیز می‌کند.

Regular sharpening of the pencil is necessary for neat handwriting.

تیز کردن منظم مداد برای خوشنویسی مرتب ضروری است.

She spent hours sharpening her skills on the piano.

او ساعت‌ها روی پیانو مهارت‌های خود را تقویت کرد.

Sharpening your focus can improve productivity.

تقویت تمرکز شما می‌تواند بهره‌وری را بهبود بخشد.

The chef is sharpening his culinary techniques through practice.

آشپز با تمرین، تکنیک‌های آشپزی خود را تقویت می‌کند.

Regular exercise is like sharpening the mind.

ورزش منظم مانند تقویت ذهن است.

Sharpening your argument with strong evidence is essential in debates.

تقویت استدلال خود با شواهد قوی در مناظرات ضروری است.

The dancer is sharpening her movements for the upcoming performance.

رقصنده حرکات خود را برای اجرا آماده می‌کند.

Sharpening your memory through puzzles and games is beneficial for brain health.

تقویت حافظه با پازل و بازی برای سلامت مغز مفید است.

She is constantly sharpening her language skills by reading books in different languages.

او دائماً با خواندن کتاب‌ها به زبان‌های مختلف، مهارت‌های زبانی خود را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید