shutdowns

[ایالات متحده]/ˈʃʌtdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈʃʌtdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بستن چیزی به طور موقت یا دائمی

عبارات و ترکیب‌ها

system shutdowns

خاموشی‌های سیستمی

unexpected shutdowns

خاموشی‌های غیرمنتظره

scheduled shutdowns

خاموشی‌های زمان‌بندی شده

power shutdowns

خاموشی برق

network shutdowns

خاموشی شبکه

temporary shutdowns

خاموشی‌های موقت

complete shutdowns

خاموشی کامل

emergency shutdowns

خاموشی اضطراری

automatic shutdowns

خاموشی‌های خودکار

manual shutdowns

خاموشی دستی

جملات نمونه

frequent shutdowns can lead to data loss.

خاموشی‌های مکرر می‌تواند منجر به از دست دادن داده‌ها شود.

companies often face shutdowns during economic downturns.

شرکت‌ها اغلب در زمان رکود اقتصادی با خاموشی‌ها مواجه می‌شوند.

unexpected shutdowns can disrupt production schedules.

خاموشی‌های غیرمنتظره می‌تواند برنامه‌های تولید را مختل کند.

shutdowns of public transport can cause major inconveniences.

خاموشی وسایل حمل و نقل عمومی می‌تواند باعث ناراحتی‌های بزرگی شود.

emergency shutdowns are necessary for safety reasons.

خاموشی‌های اضطراری به دلایل ایمنی ضروری هستند.

planned shutdowns are announced in advance.

خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده از قبل اعلام می‌شوند.

shutdowns in the system are often due to maintenance issues.

خاموشی در سیستم اغلب به دلیل مشکلات نگهداری است.

long-term shutdowns can impact employee morale.

خاموشی‌های طولانی مدت می‌تواند بر روحیه کارمندان تأثیر بگذارد.

they implemented shutdowns to conserve energy.

آنها خاموشی را برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی اجرا کردند.

shutdowns can be planned or unplanned events.

خاموشی‌ها می‌توانند رویدادهای برنامه‌ریزی‌شده یا غیربرنامه‌ریزی‌شده باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید