two sided
دو طرفه
one sided
یک طرفه
multi sided
چند وجهی
side sided
طرف به طرف
three sided
سه وجهی
four sided
چهار وجهی
back sided
پشت
front sided
جلو
double sided
دو وجهه
left sided
چپ
he has a one-sided view of the issue.
او یک دیدگاه یکطرفه از موضوع دارد.
they sided with the opposition during the debate.
آنها در طول بحث از مخالفان حمایت کردند.
the project was a two-sided affair.
این پروژه یک موضوع دو وجهی بود.
she felt that he was being one-sided in his arguments.
او احساس کرد که او در استدلالهای خود یکطرفه عمل میکند.
the committee sided with the majority opinion.
کمیته با نظر اکثریت موافق بود.
it’s important to consider both sides of the argument.
توجه به هر دو طرف بحث مهم است.
his one-sided loyalty made him blind to the truth.
وفاداری یکطرفه او باعث کور شدن او نسبت به حقیقت شد.
she is very sided in her opinions about politics.
او در مورد سیاستها بسیار جانبدارانه نظر دارد.
they had a sided discussion about the new policy.
آنها یک بحث جانبدارانه در مورد سیاست جدید داشتند.
in a sided relationship, one partner often dominates.
در یک رابطه جانبدارانه، یکی از شرکا اغلب برتری دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید