one-sided

[ایالات متحده]/wʌnˈsaɪdɪd/
[بریتانیا]/wʌnˈsaɪdɪd/

ترجمه

adj. شامل یا نشان‌دهنده تنها یک جنبه؛ مغرضانه یا ناعادلانه؛ متمایل به یک طرف؛ از نظر قانونی یک‌طرفه

عبارات و ترکیب‌ها

one-sided argument

استدلال یک‌طرفه

one-sided view

دیدگاه یک‌طرفه

one-sided deal

معامله یک‌طرفه

one-sided story

داستان یک‌طرفه

one-sided approach

رویکرد یک‌طرفه

was one-sided

یک‌طرفه بود

being one-sided

یک‌طرفه بودن

highly one-sided

بسیار یک‌طرفه

seems one-sided

به نظر یک‌طرفه می‌رسد

too one-sided

خیلی یک‌طرفه

جملات نمونه

the argument was one-sided, failing to consider the other perspective.

استدلال یک‌طرفه بود و دیدگاه دیگر را در نظر نگرفت.

he presented a one-sided view of the situation, omitting key details.

او دیدگاهی یک‌طرفه از وضعیت ارائه کرد و جزئیات کلیدی را نادیده گرفت.

the news report offered a one-sided account of the events that transpired.

گزارش خبری روایتی یک‌طرفه از وقایعی که رخ داد ارائه کرد.

it's important to get a balanced perspective and not rely on a one-sided narrative.

برای دستیابی به یک دیدگاه متعادل و تکیه نکردن به یک روایت یک‌طرفه مهم است.

the debate became one-sided when one participant dominated the conversation.

بحث یک‌طرفه شد زمانی که یک شرکت‌کننده بر گفتگو تسلط داشت.

the relationship was one-sided; she always gave, and he rarely reciprocated.

رابطه یک‌طرفه بود؛ او همیشه می‌داد و او به ندرت پاسخ می‌داد.

the benefits of the project were highlighted, but the potential drawbacks were one-sidedly ignored.

مزایای پروژه برجسته شد، اما معایب احتمالی به طور یک‌طرفه نادیده گرفته شد.

the company's marketing campaign was heavily one-sided, focusing only on positive aspects.

کمپین بازاریابی شرکت به شدت یک‌طرفه بود و فقط بر جنبه‌های مثبت تمرکز داشت.

we need to avoid a one-sided approach and consider all angles of the problem.

ما باید از یک رویکرد یک‌طرفه اجتناب کنیم و تمام زوایای مشکل را در نظر بگیریم.

the judge's ruling was criticized as being one-sided in favor of the plaintiff.

تصمیم دادگاه به این دلیل که به نفع خواهان یک‌طرفه بود، مورد انتقاد قرار گرفت.

the discussion was one-sided; no one challenged his assumptions.

بحث یک‌طرفه بود؛ هیچ کس فرضیات او را به چالش نکشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید