signifier

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnɪfaɪə/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnɪfaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نماد یا علامتی که نمایانگر چیزی باشد

عبارات و ترکیب‌ها

signifier theory

نظریه نشانه‌نما

cultural signifier

نشانه‌نمای فرهنگی

social signifier

نشانه‌نمای اجتماعی

visual signifier

نشانه‌نمای بصری

signifier function

کارکرد نشانه‌نما

linguistic signifier

نشانه‌نمای زبانی

signifier meaning

معنای نشانه‌نما

signifier representation

بازنمایی نشانه‌نما

signifier context

زمینه نشانه‌نما

signifier identity

هویت نشانه‌نما

جملات نمونه

the word is a signifier of deeper meanings.

کلمه نشان‌دهنده معانی عمیق‌تر است.

in linguistics, a signifier represents a concept.

در زبان‌شناسی، یک نشان‌دهنده نمایانگر یک مفهوم است.

colors can act as a signifier of emotions.

رنگ‌ها می‌توانند به عنوان نشان‌دهنده احساسات عمل کنند.

the signifier often changes with context.

نشان‌دهنده اغلب با توجه به متن تغییر می‌کند.

in art, the signifier can convey multiple interpretations.

در هنر، نشان‌دهنده می‌تواند معانی متعددی را منتقل کند.

a brand logo serves as a signifier of identity.

لوگوی یک برند به عنوان نشان‌دهنده هویت عمل می‌کند.

the signifier is crucial for effective communication.

نشان‌دهنده برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

he used gestures as a signifier of his intentions.

او از حرکات بدنی به عنوان نشان‌دهنده قصد خود استفاده کرد.

the signifier can evoke memories and feelings.

نشان‌دهنده می‌تواند خاطرات و احساسات را برانگیزد.

understanding the signifier helps in decoding messages.

درک نشان‌دهنده به رمزگشایی پیام‌ها کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید