singly

[ایالات متحده]/'sɪŋglɪ/
[بریتانیا]/'sɪŋɡli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. یکی یکی; به طور فردی; به طور جداگانه; به طور مستقیم

جملات نمونه

The materials can be used singly or in combination.

مواد را می‌توان به صورت جداگانه یا ترکیبی استفاده کرد.

They each walked singly along the path.

آنها هر کدام به صورت جداگانه در امتداد مسیر قدم زدند.

The books were arranged singly on the shelf.

کتاب‌ها به صورت جداگانه روی قفسه قرار داده شدند.

She handed out the papers singly to each student.

او به صورت جداگانه، کاغذها را به هر دانش آموز داد.

The guests entered the room singly.

مهمانان به صورت جداگانه وارد اتاق شدند.

The items were priced singly, not as a set.

این اقلام به صورت جداگانه قیمت‌گذاری شدند، نه به عنوان یک مجموعه.

The students were called up to the stage singly to receive their awards.

دانشجویان به صورت جداگانه برای دریافت جوایزشان روی صحنه فراخوانده شدند.

The flowers were picked singly from the garden.

گل‌ها به صورت جداگانه از باغ چیده شدند.

The tickets were sold singly, not in pairs.

بلیط‌ها به صورت جداگانه فروخته شدند، نه به صورت جفتی.

Each piece of fruit was inspected singly for quality.

هر تکه میوه به صورت جداگانه برای کیفیت بررسی شد.

The children lined up singly to take turns on the swing.

کودکان به صورت جداگانه در صف ایستادند تا نوبت خود را روی تاب بخورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید