situating

[ایالات متحده]/ˈsɪtʃʊeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪtʃuˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار دادن یا قرار گرفتن در یک مکان خاص

عبارات و ترکیب‌ها

situating context

قرار دادن در متن

situating factors

قرار دادن عوامل

situating ideas

قرار دادن ایده ها

situating ourselves

قرار دادن خودمان

situating knowledge

قرار دادن دانش

situating events

قرار دادن رویدادها

situating narratives

قرار دادن روایت ها

situating problems

قرار دادن مشکلات

situating themes

قرار دادن موضوعات

situating experiences

قرار دادن تجربیات

جملات نمونه

situating the project within a larger context is essential.

قرار دادن پروژه در یک چارچوب بزرگتر ضروری است.

they are situating the new office in a strategic location.

آنها دفتر جدید را در یک مکان استراتژیک قرار می‌دهند.

situating your arguments effectively can strengthen your position.

قرار دادن موثر استدلال‌های شما می‌تواند موقعیت شما را تقویت کند.

we are situating our brand to appeal to younger consumers.

ما برند خود را به گونه‌ای قرار می‌دهیم تا برای مصرف‌کنندگان جوان‌تر جذاب باشد.

situating the discussion in a historical context adds depth.

قرار دادن بحث در یک زمینه تاریخی عمق می‌افزاید.

he is situating his research within the framework of modern science.

او تحقیقات خود را در چارچوب علم مدرن قرار می‌دهد.

situating the team in an open office promotes collaboration.

قرار دادن تیم در یک دفتر باز، همکاری را ترویج می‌کند.

they are situating their product as a premium offering.

آنها محصول خود را به عنوان یک پیشنهاد ویژه قرار می‌دهند.

situating the artwork in natural light enhances its beauty.

قرار دادن اثر هنری در نور طبیعی، زیبایی آن را افزایش می‌دهد.

situating the conversation around shared values can build trust.

قرار دادن مکالمه حول ارزش‌های مشترک می‌تواند اعتماد ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید