locating

[ایالات متحده]/ləʊˈkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/loʊˈkeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیدا کردن یا تعیین موقعیت چیزی
v. شکل حال استمراری locate

عبارات و ترکیب‌ها

locating files

جستجوی فایل‌ها

locating resources

جستجوی منابع

locating devices

جستجوی دستگاه‌ها

locating objects

جستجوی اشیاء

locating information

جستجوی اطلاعات

locating assets

جستجوی دارایی‌ها

locating services

جستجوی خدمات

locating users

جستجوی کاربران

locating points

جستجوی نقاط

locating areas

جستجوی مناطق

جملات نمونه

locating the nearest gas station is essential during a road trip.

پیدا کردن نزدیک‌ترین ایستگاه سوخت‌گیری در طول یک سفر جاده‌ای ضروری است.

she is skilled at locating lost items quickly.

او در پیدا کردن سریع وسایل گمشده مهارت دارد.

locating the source of the noise took a while.

پیدا کردن منبع صدا مدتی طول کشید.

they are locating a new office space in the city.

آنها در حال پیدا کردن فضای اداری جدید در شهر هستند.

locating the right resources can enhance your research.

پیدا کردن منابع مناسب می‌تواند تحقیقات شما را بهبود بخشد.

he spent hours locating the perfect gift for her.

او ساعت‌ها برای پیدا کردن هدیه مناسب برای او وقت گذاشت.

locating your target audience is crucial for marketing.

پیدا کردن مخاطبان هدف شما برای بازاریابی بسیار مهم است.

locating the nearest exit in an emergency is vital.

پیدا کردن نزدیک‌ترین خروجی در شرایط اضطراری حیاتی است.

she has a talent for locating hidden treasures.

او استعداد پیدا کردن گنج‌های پنهان را دارد.

locating the problem in the system was challenging.

پیدا کردن مشکل در سیستم چالش‌برانگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید