embedding

[ایالات متحده]/ɪm'bɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گنجاندن، وارد کردن؛
n. چیزی که گنجانده شده یا وارد شده است؛ سیستم عامل جاسازی شده.

عبارات و ترکیب‌ها

embedding technique

تکنیک تعبیه‌سازی

embedding layer

لایه تعبیه‌سازی

جملات نمونه

The embedding of images into the text enhances the overall design.

قرار دادن تصاویر در متن، طراحی کلی را ارتقا می بخشد.

Embedding links in the document makes it interactive.

قرار دادن پیوندها در سند، آن را تعاملی می کند.

Embedding videos on the website can increase user engagement.

قرار دادن فیلم ها در وب سایت می تواند تعامل کاربر را افزایش دهد.

The embedding of social media feeds on the homepage is a popular trend.

قرار دادن فید رسانه های اجتماعی در صفحه اصلی یک روند محبوب است.

Embedding audio files in the presentation can make it more dynamic.

قرار دادن فایل های صوتی در ارائه می تواند آن را پویاتر کند.

Embedding fonts in the website ensures consistent typography across different devices.

قرار دادن فونت ها در وب سایت، اطمینان از типоگرافی سازگار در دستگاه های مختلف را فراهم می کند.

The embedding of 3D models in the virtual tour provides a realistic experience.

قرار دادن مدل های سه بعدی در تور مجازی، یک تجربه واقعی را ارائه می دهد.

Embedding a chatbot on the website can improve customer support.

قرار دادن یک چت بات در وب سایت می تواند پشتیبانی مشتری را بهبود بخشد.

The embedding of keywords in the content is important for SEO.

قرار دادن کلمات کلیدی در محتوا برای سئو مهم است.

Embedding interactive elements in the app enhances user experience.

قرار دادن عناصر تعاملی در برنامه، تجربه کاربر را ارتقا می بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید