removing

[ایالات متحده]/rɪˈmuːvɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈmuːvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن یا حذف چیزی؛ فرآیند خلاص شدن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

removing obstacles

حذف موانع

removing stains

حذف لکه‌ها

removing debris

حذف زباله‌ها

removing barriers

حذف موانع

removing doubts

حذف تردیدها

removing clutter

حذف شلوغی

removing errors

حذف خطاها

removing noise

حذف نویز

removing restrictions

حذف محدودیت‌ها

جملات نمونه

removing the old paint is essential before applying a new coat.

حذف رنگ قدیمی قبل از اعمال لایه جدید ضروری است.

she is removing the unnecessary files from her computer.

او فایل‌های غیرضروری را از کامپیوتر خود حذف می‌کند.

removing barriers can improve communication in the workplace.

حذف موانع می‌تواند ارتباطات را در محل کار بهبود بخشد.

they are removing the weeds from the garden.

آنها علف‌های هرز را از باغ حذف می‌کنند.

removing the lid, he revealed the contents of the box.

با برداشتن درب، او محتویات جعبه را آشکار کرد.

removing the clutter from your home can reduce stress.

حذف شلوغی از خانه شما می‌تواند استرس را کاهش دهد.

removing the stains from the carpet requires special cleaners.

حذف لکه‌های فرش نیاز به پاک‌کننده‌های خاص دارد.

she is removing the obstacles that prevent her from achieving her goals.

او موانعی را که مانع او از رسیدن به اهدافش می‌شود، حذف می‌کند.

removing excess weight can improve your overall health.

حذف وزن اضافی می‌تواند سلامت کلی شما را بهبود بخشد.

he is removing the screws to take apart the old machine.

او پیچ‌ها را برای جدا کردن ماشین قدیمی حذف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید