skillfully handled
به طور ماهرانه انجام شد
skillfully executed
به طور ماهرانه اجرا شد
skillfully written
به طور ماهرانه نوشته شد
skillfully played
به طور ماهرانه بازی شد
skillfully designed
به طور ماهرانه طراحی شد
skillfully presented
به طور ماهرانه ارائه شد
skillfully managed
به طور ماهرانه مدیریت شد
skillfully crafted
با مهارت طراحی شده
skillfully demonstrated
به طور ماهرانه نشان داده شد
skillfully performed
به طور ماهرانه اجرا شد
the chef skillfully prepared the delicate soufflé.
سرآشپز به طرز ماهرانه ای سووفله ظریف را آماده کرد.
she skillfully navigated the crowded marketplace.
او به طرز ماهرانه ای از بازار شلوغ عبور کرد.
he skillfully played the guitar during the concert.
او به طرز ماهرانه ای در طول کنسرت گیتار نواخت.
the dancer skillfully executed the complex routine.
رقصنده به طرز ماهرانه ای روتین پیچیده را اجرا کرد.
the negotiator skillfully brokered a peace deal.
مذاکره کننده به طرز ماهرانه ای یک توافق صلح را میانجیگری کرد.
the artist skillfully painted the vibrant landscape.
هنرمند به طرز ماهرانه ای منظره زنده را نقاشی کرد.
the surgeon skillfully performed the delicate operation.
جراح به طرز ماهرانه ای عمل ظریف را انجام داد.
he skillfully dodged the falling debris.
او به طرز ماهرانه ای از ریزش آوارها اجتناب کرد.
the programmer skillfully debugged the complex code.
برنامه نویس به طرز ماهرانه ای کد پیچیده را اشکال زد.
the athlete skillfully balanced on the beam.
ورزشکار به طرز ماهرانه ای روی خرک تعادل برقرار کرد.
the lawyer skillfully presented the case in court.
وکیل به طرز ماهرانه ای پرونده را در دادگاه ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید