deftly

[ایالات متحده]/'deftli/
[بریتانیا]/ˈd ɛftlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ماهرانه; به طور تخصصی; با چابکی.

جملات نمونه

deftly fished the corn out of the boiling water.

به طور ماهرانه ذرت را از آب جوش بیرون آورد.

he deftly one-upped the interrogator.

او با مهارت، سوال‌کننده را پشت سر گذاشت.

He deftly folded the typed sheets and replaced them in the envelope.

او با مهارت، کاغذهای تایپ شده را تا کرد و آنها را در پاکت قرار داد.

Lews Therin Telamon wandered the palace, deftly keeping his balance when the earth heaved.

لوس ترین تِلِمون در کاخ سرگردان بود، با مهارت تعادل خود را حفظ می‌کرد وقتی زمین می‌لرزید.

She deftly maneuvered through the crowded room.

او با مهارت از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

He deftly solved the difficult puzzle.

او با مهارت پازل دشوار را حل کرد.

The chef deftly chopped the vegetables.

سرآشپز با مهارت سبزیجات را خرد کرد.

The artist deftly captured the essence of the scene.

هنرمند با مهارت، جوهر صحنه را به تصویر کشید.

She deftly avoided the obstacles in her path.

او با مهارت از موانع سر راه خود اجتناب کرد.

He deftly balanced work and family life.

او به طور ماهرانه تعادل بین کار و زندگی خانوادگی را حفظ کرد.

The gymnast deftly performed a series of flips.

ژیمناست با مهارت مجموعه‌ای از حرکات نمایشی را انجام داد.

The magician deftly pulled a rabbit out of his hat.

یک شعبده‌باز با مهارت یک خرگوش از کلاه خود بیرون کشید.

She deftly navigated the complex legal system.

او با مهارت در سیستم حقوقی پیچیده پیمایش کرد.

The pianist deftly played a beautiful melody.

پیانیست با مهارت یک ملودی زیبا نواخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید