lax

[ایالات متحده]/læks/
[بریتانیا]/læks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واکه شل
adj. شل; اسهال

عبارات و ترکیب‌ها

lax attitude

نگاه سهل‌گیرانه

lax security measures

اقدامات امنیتی ضعیف

lax enforcement

اجرای ضعیف

lax supervision

نظارت ضعیف

lax regulations

مقررات ضعیف

lax discipline

انضباط ضعیف

جملات نمونه

lax ideas of a subject

ایده‌های سست در مورد یک موضوع

lax security arrangements at the airport.

چیدمان امنیتی ضعیف در فرودگاه.

Security was lax at the firm's smaller plant.

امنیت در کارخانه کوچکتر شرکت سست بود.

Lax security allowed the thieves to enter.

امنیت ضعیف اجازه داد دزدان وارد شوند.

he'd been a bit lax about discipline in school lately.

او اخیراً کمی سست در مورد نظم در مدرسه بوده است.

lax in attending classes;

سست در شرکت در کلاس‌ها;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید