lax attitude
نگاه سهلگیرانه
lax security measures
اقدامات امنیتی ضعیف
lax enforcement
اجرای ضعیف
lax supervision
نظارت ضعیف
lax regulations
مقررات ضعیف
lax discipline
انضباط ضعیف
lax ideas of a subject
ایدههای سست در مورد یک موضوع
lax security arrangements at the airport.
چیدمان امنیتی ضعیف در فرودگاه.
Security was lax at the firm's smaller plant.
امنیت در کارخانه کوچکتر شرکت سست بود.
Lax security allowed the thieves to enter.
امنیت ضعیف اجازه داد دزدان وارد شوند.
he'd been a bit lax about discipline in school lately.
او اخیراً کمی سست در مورد نظم در مدرسه بوده است.
lax in attending classes;
سست در شرکت در کلاسها;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید